ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٧٣ - فصل - ٥٢ آخرين روزهاى پيغمبر
بگذار كه امر خدا دررسيده چون جان من از كالبد بيرون خرامد آن را بدست خود بگير و بصورت بكش سپس مرا رو بقبله قرار داده و بكار غسل من بپرداز و نخستين كس بر من نماز بگزار و تا مرا در ميان قبر پنهان ننموده از من جدا مشو و در تمام امور خود از خدا كمك بخواه.
على ع حسب الامر سر مبارك پيغمبر اكرم ص را در ميان دامن خود گذارد رسول خدا در آن هنگام از هوش رفت زهراى مرضيه كه حضور داشت بصورت پدر بزرگوارش خيره شده گريه و ندبه مىكرد و اين شعر را مىخواند.
سپيد چهره كه از بركت چهره نورانى او مردم از ابر باران ميطلبند و او فريادرس بىپدران و پناه بيوه زنانست.
رسول خدا ص صداى دختر ارجمند داغدارش را شنيده ديده گشود با صداى ضعيفى فرمود اى دختر اينشعر سروده عمويت ابو طالب است بجاى آن اين آيه را بخوان وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ[١] محمد فقط رسول خدا بوده و پيمبران پيش از او درگذشتهاند آيا هر گاه او بميرد يا كشته شود شما بحال پيش از اسلام خود برمىگرديد؟ زهرا ع مدتى گريست رسول خدا ص او را بسوى خود خوانده چون نزديك رسيد رازى با او گفت كه روى مبارك فاطمه چون خورشيدى بر- افروخت آنگاه همچنان كه دست راست حضرت على ع زير چانه مباركش بود روح مقدسش بعالم جاويد پرواز كرد على ع جان منور او را چنانچه فرموده بود بدست گرفت و بصورت كشيد سپس رسول خدا ص را بجانب قبله برده ديدگان او را بدست ولايتى خود بست و جامه بر اندام آن جناب كشيد و بانجام تغسيل و تكفين آن حضرت پرداخت.
[١] آيه ١٤٤ سوره آل عمران.