ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٤٣ - فصل ١ بيان آن حضرت در توحيد و مواعظ
همين بزرگى كه اكنون بر سرير امامت تكيه زده و پژوهندگان حق و حقيقت و علم و كمال از همه طرف بر مطيه آرزو مىنشينند و بشوق ديدار او بيابانها مىپيمايند و شبها بروز مىآورند تا خود را براى كسب معارف الهى او بر فناى او برسانند و فنا شوند امام صادق ع از جد و پدر خود بالاستحقاق ارث برده و چون گذشتگان نامورش از خبرهاى آسمانى براستى بما اطلاع ميدهد.
شامى گفت از كجا راستى گفتار تو براى من نمودار خواهد شد گفت (گواه شاهد صادق در آستين باشد) امريست بسيار ساده اينك حضرت او حاضر و هر گونه پرسشى كه دارى ميتوانى با كمال راحتى از جنابش استفاده نمائى.
شامى گفت هيچ گونه راه فرارى براى من باقى نگذاردى و من اكنون پرسشهاى خود را بعرض مباركش تقديم ميدارم.
حضرت صادق ع فرمود اكنون سخنى ميگويم و، ترا از رنج سؤال آسوده ميسازم اى شامى از هنگامى كه از شام بدين صوب آمده و پيشآمدهائى كه در راه براى تو شده يكى بعد از ديگرى براى تو بيان ميكنم و ميگويم فلان روز از شام خارج شدى و از فلان راه حركت ميكردى و بر فلان چيز يا فلان كس گذر كردى و فلان كسى با تو ملاقات كرد و بالاخره هر يك از اتفاقات او را كه ميفرمود، شامى تصديق ميكرد در پايان عرض كرد اكنون اسلام آوردم، حضرت فرمود چنين نيست بلكه اكنون ايمان آوردى زيرا تو پيش از ايمان داراى اسلام بودى و ترا آدمى مسلمان ميشناختند اسلام همان آئينى است كه هر كسى داراى آن باشد از او ارث ميبرند و او هم از مسلمان ديگر ارث ميبرد و ميتواند از مسلمانان زن بگيرد و ايمان موهبتى است كه هر كس دارا باشد خدا او را ثواب ميدهد و مأجور است.
مرد شامى تصديق كرده و گفت من اكنون گواهى ميدهم كه خدائى جز خداى يكتا نميباشد و محمد فرستاده او و تو وصى اوصيائى.
يونس گويد در اين هنگام حضرت صادق ع براى اينكه تمجيدى از هشام و تقديرى از او كرده