ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٤٥ - فصل ٢ در بيان فضائل آن حضرت
عباس فقيمى گفته سالى در موسم حج، ابن ابى العوجاء و ابن طالوت و ابن اعمى و ابن مقفّع با گروهى از زنديقهاى آن زمان گرد هم اجتماع كرده بودند و آن سال هم حضرت صادق ع مشرف بود مردم چون پروانه اطراف شمع وجود او را گرفته و پرسشهائى ميكرده و حضرت هم پاسخهاى آنها را در خصوص تفسير قرآن و مسائل دينى و امثال آن با بينه و براهين استوارى بيان ميفرمود.
عدهاى كه اطراف ابن أبى العوجاء را گرفته بودند بوى پيشنهاد كردند ميتوانى كارى كنى كه اين شخص جالس يعنى امام صادق ع را در نزد افرادى كه اطراف او را گرفته و از او پرسشهائى ميكنند رسوا نمائى زيرا اين مرد داناى روزگار است و مردم هم از فرصت استفاده كرده گرد او اجتماع كردهاند.
ابن ابى العوجاء كه مردى مغرور بود و خيال ميكرد براستى ميتواند با امام صادق ع برابرى كند گفت آرى.
|
اى مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه تست |
عرض خود ميبرى و زحمت ما ميدارى |
|
ابن ابى العوجاء بهمان خيال بطرف امام صادق ع حركت كرده مردم را متفرق ساخته بحضرت عرضه داشت ميدانيد كه وضع مجالس به آئين امانت دارى برقرار شده و ناگزير هر كسى كه پرسشى دارد بايد سؤالش را مطرح كند بنا بر اين بمن اجازه ميدهى از شما پرسشى نمايم.
حضرت فرمود هر چه ميخواهى بپرس؟
ابن ابى العوجاء پرسيد تا كى چرخ خرمنكوبى را بدست گرفته و گندم خيالى اين خرمنگاه را ميكوبيد و خود را باين سنگى كه هيچ گاه اثرى از آن هويدا نميشود پناهنده ساخته و اين خانهاى كه از خشت و گل پرداخته شده و سر بر آسمان برآورده ميپرستيد و اطراف آن مانند شترى كه از قطار شتران فرار كرده باين سو و آن سو ميجهيد آرى آدم روشن فكرى كه اندكى در اين گونه كارهاى شما انديشه نمايد