ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٧٨ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
يحيى بن حكم برادر مروان حكم كه حضور داشت گفت آرى اينها همان سرهائى هستند كه در سرزمين طف بدست پسر زياد كه داراى حسب و نسب پستى است از پاى درآمدند، آرى نسل اميه باندازه ريگها دنيا را پر كرده و براى دختر رسول خدا ص نسلى باقى نماند.
يزيد سخن او را بريده و به سينهاش زد و دستور داد ساكت شود.
آنگاه روى سخن بجانب سيد سجاد معطوف داشته گفت اى پسر حسين، پدرت خويشاوندى مرا بريد و حق مرا زير پا گذارد و با من در باره سلطنت بنزاع پرداخت در نتيجه خدا با او چنين معامله كرد كه اكنون مشاهده مىنمائى.
حضرت سجاد ع در پاسخ آن بدبنياد اين آيه را تلاوت فرمود هيچ ناگوارى و مصيبتى بوجود نمىآيد و در شما ظهور پيدا نميكند جز اينكه پيش از اين ما آن را در كتاب مقدرات ثبت كردهايم و همانا اين كار براى خدا آسانست.
يزيد كه خيال ميكرد فرزندش خالد ميتواند پابپاى فرزند داغدار حسين ع حركت كند گفت پاسخ او را بده خالد نتوانست پاسخى بمقام همايونى حضرت على بن الحسين ع عرضه بدارد خود يزيد گفت مضمون اين آيه را بعرض مبارك تقديم بدار هر پيشآمد ناگوارى كه بشما ميرسد بر اثر كارهاى نامناسب خود شماست و خدا از بسيارى از آنها درميگذرد.
پس از گفتگو دستور داد زنان و فرزندان حسين ع را وارد كرده آنان را در برابر وى نشانيدند و چون يزيد فرزندان پيغمبر ص را بوضع بسيار نامناسبى ديد ناراحت شده گفت خدا روى پسر مرجانه را زشت كناد اگر او با شما خويشاوندى ميداشت چنين پيشآمدى را براى شما ايجاد نميكرد و شما را با اين وضع بشام نميفرستاد.