ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٧٦ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
دل پيغمبر و خاندان او را سخت بدرد آورديم و كينه ديرين خود را چنانچه ملاحظه ميكنى از آنها گرفتيم.
عبد اللَّه حميرى گويد من در شام، پيش يزيد بن معاويه بودم همان وقت زحر بن قيس وارد بارگاه يزيد شده وى كه از پيشآمد كربلا سابقه داشت بمجردى كه نامبرده را ديده پرسيد واى بر تو چه خبر آورده و پس از تو چه واقعه رخ خواهد داد.
پاسخ داد مژده فتح و پيروزى آوردهام كه خدا ترا بر مخالفانت يارى كرد و خلاصه پيشآمد آنست كه حسين ع باتفاق هيجده نفر از اهل بيت و شصت نفر از يارانش بر ما وارد شد و ما بمجردى كه از ورود او اطلاع حاصل كرده بجانب او كوچ نموديم و پيشنهاد كرديم يا تسليم شوند و يا تحت فرمان پسر زياد درآيند و يا نبرد كنند آنان كارزار را بر تسليم دست ما برگزيدند ما هم بامداد كه خورشيد سر از نقاب حجاب برآورد بر آنها تاختيم و از هر طرف آنان را در محاصره خود درآورديم و شمشيرهاى خود را بر فراز سرهاى آنان قرار داديم آنها كه خود را اسير چنگال ما ديده راه گريز براى خود مهيا ميكردند و بدون آنكه پناهگاهى در نظر داشته باشند از دست ما فرار ميكردند و مانند كبوتران بينوا كه از چنگال خونين باز باين سو و آن سو پرواز ميكنند از ضرب تيغ و شمشير ما بگودالها و نيزارها پناهنده ميشدند و سوگند بخدا زيادتر از نحر شتر يا مقدار خواب قيلوله تاب مقاومت نياورده در نتيجه ما كوچك و بزرگ آنها را از پاى درآورديم و سر از تنهاشان جدا كرديم و بدنهاشان را برهنه در روى خاك افكنده و جامههاشان را بخونشان آغشته و صورتهاشان بخاك آلوده كرديم و سرانجامشان بآنجا رسيد كه خورشيد بر آنها ميتابيد و باد بر بدنهاشان مىوزيد و زيارتكنندگانشان عقاب و كركس بودند.
چنانچه ملاحظه ميكنيد همه اين سخنان واهى و بىاصل را اين مأمور بىخرد تنها براى خوش آيند دل يزيد گفته و تاريخ مقام حسينى و احقاق حق و پافشارى او و يارانش را كاملا ثابت كرده و معلوم ميكند آنان مردمى نبودند از نبرد فرار كنند و بسوراخها پناهنده شوند و در خميره آنها ترس از غير خدا وجود نداشته و حسين ع قتيل عشق بوده نه كشته راه رياست او بعهد خود وفا كرد و گر نه هيچ نيروئى نميتوانست او را از پاى درآورد و بزندگانيش خاتمه دهد.
|
قتل شهيد عشق نه كار خدنگ بود |
دنيا براى شاه جهاندار تنگ بود |
|