ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٢٩ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
در خشم شده معروض داشت هر گاه ديگرى كه در چنين پيشآمدى قرار گرفته اين جمله را بر زبان ميراند منهم متقابلا با همين جمله پاسخ او را ميدادم ليكن بخدا سوگند من چاره ندارم جز اينكه از مادر تو به نيكى نام ببرم.
حسين ع فرمود بالاخره آهنگ چه كارى دارى؟ عرضكرد نظر من آنست كه ترا پيش پسر زياد ببرم فرمود بخدا سوگند از نظريه تو پيروى نمىكنم پاسخ داد منهم از شما جدا نميشوم و اين گفتگو سه مرتبه در ميانشان رد و بدل شد پس از اين بعرض رسانيد من مأمور نيستم با شما كارزار كنم بلكه مأمورم از شما جدا نشوم تا وارد كوفه شويد و اگر از اين معنى نگرانيد براهى عزيمت فرمائيد كه نه بكوفه باشد و نه بمدينه تا راه انصاف بدست آورده باشيم نامه به پسر زياد نوشتم آرزومندم پاسخ را طورى بدهد كه من از پيشآمدهاى ناگوار در امان باشم اينك بجانب چپ راه عذيب و قادسيه عزيمت فرما.
آنگاه امام حسين ع از طرفى و حر بن يزيد هم از طرف ديگر حركت مىكردند او به امام حسين ع از راه نصيحت عرضه داشت اى حسين از اين تصميم برگرد و آهنگ كارزار مكن زيرا يقين مى- دانم هر گاه با پسر زياد بجنگى كشته خواهى شد. فرمود اى حر مرا از كشته شدن ميترسانى و خيال مى- كنيد هر گاه مرا بكشيد روزگار به آسايش بسر خواهيد برد و من امروز همان سخنى را مىگويم كه آن مرد اوسى- كه مىخواست بيارى رسول خدا ص برود و پسر عمش او را ميترسانيد و اظهار ميداشت هر گاه باين كار اقدام نمائى كشته خواهى شد- به پسر عمش گفت.
چنان نيست كه از گفته تو تحت تأثير قرار بگيرم و از تصميم خود برگردم زيرا مرگ براى