ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٧٧ - فصل - ٤٩ خطبه شقشقيه
بالاخره هر يك از اين سه نفر كه نامزد خلافت شوند آن دو نفر اظهار مخالفت نخواهند كرد و از قتل طلحه پس از قتل من و زبير باكى ندارد و سوگند بخدا اگر عمر زنده بماند از رأى ناپسند او چنانچه بارها اعلام كرده اطلاع خواهم داد و اگر مرد فرداى قيامت حق متعال ميان من و او داورى خواهد كرد.
فصل- ٤٨ دامادى كار خود را كرد
حبيش كنانى گفت هنگامى كه عبد الرحمن عوف در دار الشورى با عثمان بيعت كرد امير المؤمنين على ع باو فرمود بالاخره دامادى كار خود را كرد و ترا به بيعت با عثمان وادار نمود سوگند بخدا تو بهمان آرزو با عثمان بيعت كردى كه رفيق تو عمر از بيعت با رفيقش ابو بكر انتظار داشت و بآن رسيد ولى تو نخواهى رسيد و خدا ميان شما تفرقه و جدائى افكند.
فصل- ٤٩ خطبه شقشقيه
ابن عباس گويد در رحبه حضور امير المؤمنين ع بودم سخن از خلافت و غاصبان آن بميان آمد على ع آه سردى كشيد و فرمود.
سوگند بخدا پسر ابو قحافه خلافت را مانند پيراهنى پوشيد با آنكه او ميدانست مدار آسياى خلافت بسته بوجود منست و من آن كسى هستم كه سيل علم و حكمت از سرچشمه الهى من سرازير مىشود و دست هيچ بلندپروازى بدامن من نميرسد در عين حال جامه شكيبائى پوشيدم و دست از آن برداشتم و بدان