ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٧٣ - فصل - ٤٥ نكوهش از كوفيها
ليكن پس از من سلطانى بيباك بر شما مسلط شود كه از پيران شما احترام نگذارد و به خردسالانتان رحم نميكند و دانشمندانتان را بزرگ نشمارد و حق شما را بالسويه در ميانتان قسمت ننمايد و شما را بسختى بزند و خوار سازد و پيشآهنگ پيكارها قرار دهد و از همه طرف راحتى را از شما سلب نمايد و شما را پيشخدمتها و دربانهاى خود قرار دهد تا بالاخره تواناى شما ناتوانتان را نابود سازد و بغير از ستمگران ديگران از تحت شكنجه امان نخواهند يافت و آنها هم كه اندكند و آنچه ادبار كرد اقبال نمى كند و من شما را مردمى سست پيمان ميدانم و جز پند و اندرز كار ديگرى ندارم.
اى كوفيها من از شما مردم با سه نفر و دو نفر دچارم: كر شنوا و گنگ گويا و كور بينا و يارانى كه چون با من ملاقات كنند راست نگويند و در هنگام بليات نتوان بآنها اطمينان كرد.
پروردگارا من مردم كوفه را ملول كردم و آنان مرا ملول ساختند من به آنان بدى كردم و آنان به من بدى نمودند پروردگارا اميرى را از ايشان و ايشان را از اميرى خرسند مفرما و دلهاى آنان را چون نمكى كه در آب باز مىشود متفرق ساز.
سوگند بخدا اگر ميتوانستم چاره كلام و مراسله شما را بنمايم بخلافت بر شما حاضر نميشدم آنقدر در باره هدايت شما رنج ديدم كه از زندگى خود سير شدم و بالاخره تمام گفتار مرا بسخريه گرفتيد و بدين وسيله از حق فرار كرديد و بباطلى گرويديد كه خدا دينداران خود را بدان عزيز نفرموده و من مى- دانم كه در نتيجه بىتوجهى بگفتار من بغير زيان چيز ديگرى بدست شما نيايد زيرا هر وقت شما را به پيكار با دشمن دعوت كردم قيام نكرديد و آن را بتأخير افكنديد مانند كسى كه وام طولانى از كسى گرفته و اكنون كه موقع پرداختش رسيده بازهم مدت ديگرى ميخواهد.