ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٢ - باب اول على(ع) كيست
اللَّه «قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى»[١] پروردگارا هرون را كه برادر و از اهل بيت منست وزير من قرارده و پشتم را مستحكم ساز و او را در امور مربوط بمن انباز نما تا بسيار به تسبيح تو بپردازيم و همواره بياد تو باشيم كه تو از حال ما باخبرى و خدا فرمود درخواست تو اى موسى باجابت رسيد.
خداى متعال در اين آيه هارون را در نبوت و وزارت انباز موسى ع قرار داده تا هم بتواند اداى رسالت كند و هم از او پشتيبانى نمايد.
و خدا نيز در باره استخلاف او از زبان موسى ع چنين مىفرمايد: اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ[٢] موسى ببرادرش خطاب مىكند اينك كه من بايد حسب الامر خدا بانجام مأموريت خود اقدام كنم تو بايد در ميان پيروان من بجاى مانى و كارهاى آنها را اصلاح كنى و زنهار از فسادگران پيروى نكنى.
چنانچه استفاده مىشود و قرآن حكومت مىكند بايستى خلافت موسى و جانشينى او ثابت براى هرون باشد يعنى ديگرى از آن بهرهمند نمىگردد و نظر باينكه رسول خدا ص همه منازل هارون را به استثناء نبوت براى على ع قرار داده بايد او وزير و ياور پيغمبر باشد و در حقيقت شايسته همين خصال بوده و خلافت آن حضرت بتصريح پيغمبر در زمان حيات او و پس از درگذشتش بطورى كه از حديث منزلت استفاده مىشود بوده است.
و از اين قبيل ادله براى اثبات خلافت او باندازهايست كه اگر بخواهيم همه آنها را ذكر كنيم كتاب ما از حد اختصار خارج مىشود و ما در كتابهاى ديگرمان ولايت و خلافت او را كاملا ثابت كردهايم الحمد للَّه.
[١] آيات ٣١ تا ٣٨ سوره طه
[٢] آيه ١٣٨ سوره اعراف