ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥١ - باب در بيان نماز جماعت و فضيلت آن
باشد، تكليف او چيست؟ فرموده: اگر وقتى كه در حال قيام باشد و تكبير بگويد و آنگاه به ركوع رود، به آن ركعت از نماز رسيده و آن را بدست آورده است.
١١٥٢- شخصى به امام باقر ٧ عرض كرد: من امام مسجد قبيله هستم، هنگام نماز كه با ايشان به ركوع ميروم صداى كفشهاى اهل قبيله را مىشنوم (كه بنماز مىآيند) در حالى كه در ركوع هستم چه بايد بكنم؟ آن حضرت فرمود: دو برابر ركوعى كه هميشه مىكنى صبر كن، اگر ايشان بنماز رسيدند كه هو المطلوب و اگر نه، از ركوع سر بردار و بايست.
١١٥٣- اسحاق بن عمّار از امام صادق ٧ روايت كرده است كه فرمود: امام را سزاوار آنست كه نمازش متناسب با حال ضعيفترين كسى كه پشت سر او است باشد (يعنى سبك بجا آورد و طولانى نسازد مگر اينكه پشت سر او افرادى باشند كه همه توانائى تحمّل نماز طولانى را داشته باشند).
١١٥٤- در زمان رسول خدا ٦ معاذ بن جبل در مسجدى امامت ميكرد و قراءت را طولانى مىساخت، اتفاقا شخصى بر او گذشت، و خواست با او نماز جماعت كند كه معاذ شروع بخواندن سوره طولانى و بلندى كرد، آن شخص كه وضع را چنين ديد، قصد انفراد كرده خود قراءت را خواند و نماز را به پايان رسانده بر مركب خويش نشست و رفت، اين خبر به رسول خدا ٦ رسيد، شخصى را نزد معاذ فرستاد و فرمود: معاذ زنهار از اينكه فتنهساز باشى و كارى كنى كه مردم نماز جماعت را ترك كنند تو را سفارش مىكنم