ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٥٤ - (باب خراج و جزيه)
خريدهاند، تا به بردگى درنيايند، يا كشته نشوند، و بنا بر اين جزيه به اندازه طاقتشان از ايشان گرفته مىشود.
امام حقّ دارد كه ايشان را مأخوذ به جزيه سازد، تا اسلام بياورند، زيرا خداى عزّ و جلّ فرموده است: حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ يعنى: تا جزيه را از دست خود بپردازند، در حالى كه پذيراى ذلّت باشند- و شخص ذمّى اهميتى به آنچه از او گرفته شود نميدهد مگر زمانى كه از جهت آنچه از او گرفته شده است احساس ذلّت كند، و در اثر آن متألّم شود و آنگاه اسلام بياورد.
١٦٧١- و محمّد بن مسلم گفت: به امام صادق ٧ معروض داشتم:
آيا اين خمس را كه آنان (يعنى هيئت حاكمه) از زمين جزيه ميگيرند، و جزيه سرانهاى را كه از دهقانان ميستانند مىبينيد؟ آيا در اين باره چيز معيّن و مبلغ مشخصى بر عهده اهل ذمّه نيست؟ پس امام ٧ فرمود: ايشان همان چيزى را بر عهده داشتند كه خودشان بر خود روا داشته بودند، و امام حقّ دريافت چيزى افزون از آن را ندارد. اگر امام بخواهد آن را به صورت سرانه بر ايشان وضع ميكند، و در اين صورت بر اموالشان چيزى نيست، و اگر بخواهد بر اموالشان وضع مىكند و بر سرانه ايشان چيزى نيست. گفتم: