ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٢٦ - زكات انعام
ميگيرد.
و چون به سال نهم درآيد، نيشش ظاهر مىشود، و «بازل» خوانده مىشود. و زمانى كه به سال دهم داخل شود «مخلف» ناميده ميگردد. و بعد از آن نامى ندارد و سالهائى كه در زكات شتر اخذ مىشود از ابن مخاض تا جذع است، و بر اشتران «عوامل» كه در كشيدن آب و كارهائى از اين قبيل مورد استفاده واقع ميشوند- زكاتى نيست.
بلكه احكام زكات بر اشترانى جارى است كه از خاربنها و علفهاى مراتع تغذيه ميكنند. و احكام زكات در اشتران بختى خراسانى نيز همان است كه در اشتران عربى تقرير شده است.
و گاو، زكاتى ندارد تا آنگاه كه شمار آن به سى رأس برسد، پس چون به اين نصاب رسيد يك تبيع يعنى گوسالهاى در سال اوّل زندگيش به آن تعلّق ميگيرد، و در كمتر از سى گاو زكاتى نيست، و زكات آن از چهل گاو تا شصت رأس يك «مسنّة» ميباشد- يعنى گاوى كه دندان برآورده باشد- و از شصت تا هفتاد، دو «تبيعه»، و از هفتاد تا هشتاد يك تبيعه و يك مسنّه، و از هشتاد تا نود، دو مسنّه و از نود رأس سه تبيعه است. پس چون شمار گاوها فزونى گيرد و تعدادشان به كثرت گرايد، اين احكام همگى ساقط مىشود، و صاحب گاوها از هر سى رأس يك تبيع و از هر چهل