ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٢٥ - زكات انعام
مضروب سازى! يا چهارپاى وسيله كار كسى را براى دريافت درهمى بفروشى، زيرا كه ما مأمورشدهايم كه از ما زاد نيازمنديهايش (زكات) دريافت كنيم.
١٦٠٦- و امام علىّ ٧ فرمود: مال زكات پيش از آنكه دريافت گردد فروخته نمىشود.
مصنّف اين كتاب- رحمه الله- گويد: نام شتر در سالهاى زندگيش چنين است: شتر از نخستين زمانى كه مادرش او را از خود جدا ميسازد، تا پايان سال «حوار» ناميده مىشود. پس چون به سال دوم درآيد ابن مخاض نام دارد، زيرا كه مادرش آبستن شده است. [و مؤنّث آن بنت مخاض يا ابنة مخاض ميباشد]. پس چون به سال سوم داخل شود، ابن لبون نام ميگيرد و اين بدان جهت است كه مادرش وضع حمل كرده، و داراى شير شده است آنگاه چون وارد سال چهارم گردد، نر آن حقّ و مادهاش حقّه ناميده مىشود، زيرا كه استحقاق و آمادگى سوارى دادن و بار بردن را يافته است. و چون به سال پنجم درآيد، جذع خوانده مىگردد. و پس از وارد شدن به سال ششم آن را «ثنىّ» مينامند، زيرا كه دندان «ثنيّه» اش را انداخته است. و چون به سال هفتم داخل شود، دندان «رباعيه» اش را مىاندازد و از اين جهت «رباع» ناميده مىشود. و با داخل شدن به سال هشتم دندان بعد از رباعيه را مىافكند، و «سديس» نام