ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٤٥ - باب(نماز خوف و هنگام حمله دشمن و مقابله با او و پيكار با شمشير تن بتن)
گفت و آنان نيز تكبير گفتند، و آن حضرت قراءت كرد و ايشان خاموش ماندند، و بعد آن حضرت به ركوع رفت و ايشان نيز بر ركوع رفتند، پس بسجده رفت ايشان نيز چنين كردند: آنگاه رسول خدا ٦ نشست و تشهّد خواند و بايشان سلام داد، بعد آنان برخاسته و يك ركعت براى خودشان (جدا از پيامبر ٦) بجا آوردند و به يك ديگر سلام دادند.
شرح: «با توجّه به اينكه امام مجدّدا تكبير نميگويد و نبايد بگويد، بلكه قراءت را طولانى ميكند باندازهاى كه دسته اول نماز را تمام كند و جاى خود را به گروه دوم بدهند آنگاه اين گروه اخير تكبير الاحرام ميگويند و اقتداء به امام مىكنند. پس در اين خبر جمله «و كبّر» بنظر زياد شده مىنمايد، و در كافى و تهذيب عبارت چنين است «و جاء اصحابهم فقاموا خلف رسول اللَّه ٦، فصلّى بهم ركعة، ثمّ تشهّد- تا آخر حديث» و معلوم است كه لفظ «و كبّر» در لفظ اين كتاب سهوا آورده شده است».
و خداوند تعالى به پيامبر ٦ اين آيات «وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ- تا آخر آيات» را خطاب فرموده كه معنى آن اينست: (اى پيغمبر هر گاه در ميان قشونى باشى كه با دشمنان ميجنگند و بخواهى كه بر آنها نماز را بر پا دارى پس سپاه را دو قسمت كن با يك بخش نماز كن يا يك قسمت از آنان بايد با تو نماز كنند در حالى كه اسلحه خود را همراه دارند، و در آن هنگام كه بسجده ميروند آن دسته ديگر بايد پشت سر شما به مراقبت و محافظت بايستند (و يك ركعت كه با تو خواندند ركعت ديگر را فرادى كنند و بروند و جايگزين دسته ديگر شده) و گروه ديگر كه نماز نكردهاند بيايند و با تو نماز كنند، و اينان نيز در هنگام نماز بايد سپر و