ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٣٨ - باب(در بيان علت قصر يا شكسته خواندن نماز در سفر)
تا از امورى كه ناگزير براى معاش خود بايد مسافر بدان پردازد باز نماند، و اين ناشى از رحمت و مهربانى خداوند عزّ و جلّ بر بندگان خويش است، مگر در مورد نماز مغرب كه قصر نمىشود زيرا در اصل يك بار كوتاه شده و خود نماز شكسته است، و نيز قصر كردن نماز در هشت فرسخ واجب گرديده نه كمتر از آن و نه بيشتر از آن بعبارت ديگر به كمتر يا بيشتر از آن منوط نشده زيرا كه هشت فرسخ براى عموم مردم و كاروانها و بارها كه با مسافران جابجا مىشود مسافتى است كه در يك روز مىپيمايند، پس قصر در مسافت يك روزه واجب شده است، اگر براى مسافت يك روز واجب نمىشد مسلما براى مسافت هزار سال راه هم واجب نميگرديد چرا كه هر روز كه پس از امروز فرا ميرسد خود همانند امروز است، پس چنانچه براى امروز واجب نشود براى روز بعد هم كه همانند امروز است و هيچ فرقى بين آن دو نيست هم واجب نميگردد.
و امّا چرا نافله روز ساقط شده و نافله شب ساقط نشده است زيرا هر نمازى كه قصر در آن راه ندارد در نافله آن نيز تقصير اعمال نمىشود، و باين ترتيب نماز مغرب كه در سفر شكسته خوانده نمىشود در نافله پس از آن نيز قصر نمىكنند، و همچنين است نماز صبح كه چون تقصير در آن نمىشود در نافله صبح نيز كه بعنوان سنّت پيش از آن بجا مىآورند نيز تقصير راه ندارد. و أمّا چرا نماز خفتن كوتاه شده ولى در دو ركعت آن قصر نشده زيرا آن دو ركعت «وتيره» جزء پنجاه ركعت نمازهاى واجب