ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٥٢ - (باب خراج و جزيه)
درهم و نيم، و بر هر جريب از زراعت متوسّط يك درهم، و بر هر جريب از زراعت رقيق دو ثلث درهم، و بر هر جريب از تاكستان ده درهم، و بر هر جريب از نخلستان ده درهم، و بر هر جريب از بوستانهائى كه نخل و ساير اشجار را با هم داشته باشد ده درهم خراج وضع كنم. و فرمود تا هر نخلى را كه در اماكن متفرقه دهكدهها رسته باشد، براى راهگذاران و ابناء السّبيل بگذارم، و خراجى از آن نستانم. و فرمود تا بر هر مردى از دهقانان- يعنى كشاورزان بزرگ مجوس- كه بر اسب تاتارى «برذون» سوار ميشوند، و انگشترى زرين به دست ميكنند، چهل و هشت درهم، و بر هر مردى از طبقه متوسط و تجارشان بيست و چهار درهم، و بر تهيدستان و فقيرانشان دوازده درهم وضع كنم.
راوى گفت: پس من آن اموال خراج را به حساب هجده هزار هزار درهم در هر سال گرد آوردم.
١٦٦٨- و فضيل بن عثمان اعور از امام صادق ٧ روايت كرده است فرمود: هيچ مولودى نيست مگر آنكه بر فطرت توحيد و اسلام متولد مىشود، ولى والدينش همان كسانى هستند كه او را يهودى و نصرانى و مجوسى ميسازند، و همانا كه رسول خدا ٦ پيمان ذمّه را به ذمّيان زمان خودش عطا فرمود، و جزيه