ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣١٩ - (باب اشيائى كه زكات بر آنها واجب مىشود)
چيزيست وام دادن، اگر وامدار تمكّن داشته باشد، آن را به تو مىپردازد و اگر دچار دست تنگى شود آن را به عنوان زكات با او حساب مىكنى.
١٦٠٢- و روايت شده است كه: وام خود نگهدارنده مال و پشتيبان زكات است و اگر مالى بر ذمّه كسى داشته باشى و امكان وصول آن را نيابى، پس اگر بخواهى آن را بابت زكات محسوب دار.
و باكى نيست كه شخص، برده مؤمنى را از محل زكات مال خود بخرد، و آزاد سازد، و در اين صورت اگر آن برده آزاد شده مالى به دست آورد و بميرد، مال او متعلّق به اهل زكات است، زيرا برده با صرف مال ايشان خريده شده است.
و اگر كسى پدر خود را از زكات مالش بخرد و آزاد كند، عمل او جايز است.
و چون شخص مؤمنى بميرد، و تو خوش داشته باشى كه او را از محلّ زكات مالت كفن كنى پس آن زكات را به ورثه او عطا كن، تا او را با آن كفن كنند، و در صورتى كه وارثى نداشته باشد، تو خود او را كفن كن، و آن را به حساب زكات بگذار، و اگر ديگران بهاى كفنى را به ورثه او دادند، پس تو اگر خواستى او را كفن كن و آن را