ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٢٠ - (باب اشيائى كه زكات بر آنها واجب مىشود)
در حساب زكات منظور كن،
و در اين صورت آنچه ديگران به ورثه پرداخته باشند متعلّق به ايشان است، تا به وسيله آن امور زندگى خود را سامان دهند. و اگر شخص متوفّى وامى بر ذمّه داشته باشد ورثه ملتزم نيستند كه از آنچه تو يا ديگران به ايشان دادهايد وام او را بپردازند، زيرا اين وجه، جزء ميراث نيست، بلكه چيزى است كه بعد از وفات متوفّى به ورثه او رسيده است.
و در صورتى كه مال تو در جريان تجارت باشد، و خريداران از تو بخواهند كه آن كالا را به رأس المال خود بفروشى، و تو به اميد تحصيل منفعتى آن را نفروختى، و در اين حال، سال بر آن مال حلول كرد، زكات آن بر ذمّه تو است. ولى اگر كسى آن كالا را در برابر رأس المال از تو نخواست، در اين صورت زكات آن بر ذمّه تو نيست.
و اگر مالت از تو غائب شود، (و درآمد آن هم به تو نرسد) در اين صورت زكات آن بر تو نيست، تا وقتى كه آن مال به تو باز گردد، و در آن حال كه مال در دست تو باشد سال بر آن حلول كند مگر آنكه مال تو بر عهده كسى باشد كه هر زمان اراده كنى بتوانى آن را بگيرى، كه در اين صورت زكات آن بر ذمّه تو است. پس اگر منفعت آن به تو بازگردد زكات آن بر تو لازم است.