ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٣٢ - باب(در بيان نماز عيد فطر و عيد قربان)
دلهاتان گداخته و ذوب شود،
و چشمهاتان از شدّت ترس و دهشت خون شود، و بجاى اشك خون بگريد و بر گونههايتان روان گردد، و آنگاه تا دنيا باقى است در فضاى آن زندگى كنيد، و سراسر عمرتان را به انقطاع و عبادت خدا بگذرانيد، و در برابر نعمتهاى عظيمى كه بشما ارزانى داشته، و اينكه شما را بسر منزل ايمان رهبرى كرده، منتهاى كوشش خود را بكار بريد، هرگز و تا جهان بر پا باشد بوسيله اعمالتان استحقاق بهشت او و رحمت او را نخواهيد يافت. ولى شما به بركت رحمت او مورد ترحم واقع ميشويد، و در پرتو راهنمائى او هدايت مىيابيد، و با مدد آن رحمت و هدايت سرانجامتان بسوى بهشت او خواهد بود. خداوند ما و شما را از تائبان و عابدان قرار دهد.
و امروز روزى است كه حرمتى بس بزرگ دارد، و بركتش مورد اميدوارى است، و در اين روز اميد آمرزش گناهان ميرود، پس خدا را بسيار ياد كنيد و از او آمرزش بخواهيد، و بدرگاه او توبه كنيد، زيرا كه او توبه پذيرى مهربان است.
و اگر كسى از شما بزغالهاى را (در مقام قربانى حجّ) قربان كند كفايت نخواهد كرد، ولى قربان كردن برّهاى كفايت ميكند، و از شروط كمال قربانى معاينه و بازرسى چشم و گوش آن است، و چون چشم و گوش آن سالم باشد قربان درست و تمام است. و اگر شاخ آن شكسته باشد يا پاى خود را در راه قربانگاه بزمين بكشد. كفايت نميكند (چون اين عيوب ظاهرى علامت بيمارى حيوان است و بهمين