ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٣٤ - باب(در بيان نماز عيد فطر و عيد قربان)
و گاهى هم سوره قل يا ايها الكافرون يا الهيكم التّكاثر و يا و العصر را تا آخر ميخواند. ولى آنچه بيشتر بر آن مداومت ميفرمود سوره قل هو اللَّه احد بود، و وقتى كه يكى از اين سورهها را ميخواند، اندكى مينشست، بمقدار نشستن كسى كه شتاب دارد. آنگاه برميخاست (و خطبه را ادامه ميداد). و آن حضرت (پس از رسول خدا ٦) اول كسى بود كه نشستن در فاصله دو خطبه را بهيچ وجه فراموش نميكرد. آنگاه خطبهاى را كه بعد از خطبه جمعه (سابقا) آوردهايم ايراد ميفرمود.
١٤٨٥- و جزء عللى كه از فضل بن شاذان نيشابورى- رضي اللَّه عنه- روايت كردهاند و او يادآور شده كه همه آنها را از امام رضا ٧ شنيده است اينست كه: روز فطر را بدان جهت عيد كردهاند كه مجتمع مسلمانان باشد و مسلمانان در اين روز گرد آيند و از شهر خارج شده دسته جمعى به صحرا روند و خداوند را بپاس آنكه بر ايشان منّت گذارده و نعمتها انعام فرموده (و پاداش و جايزه عباداتشان را عطا ميفرمايد) سپاس گويند. پس روز عيد قرار داده شد، و روز اجتماع و گرد آمدن مسلمين كه يك ديگر را ببينند، و از احوال يك ديگر باخبر باشند، و روزهها را افطار كنند و روزه نگيرند، و زكات تن خويش به مستحقان دهند، و روى بدرگاه خداوند آورند، و روزى باشد كه حوائج خود را بدرگاه خداوند متعال عرض كنند و التماس و زارى و تضرع نمايند.
و نيز بدان جهت آن روز را عيد قرار دادهاند كه نخستين روز از سال است كه