تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٢ - تأويلاتى پوچ و بى اساس
چنين كردم و پس از آن كه نزديكى تو به من، به اندازه فاصله دو كمان يا كمتر بود، تو را نزد كسانى فرود آوردم كه تكذيب مىكنند و آنچه را از جانب من به سويشان آوردهاى، نمىپذيرند و در راه من مطالبى را مىشنوى كه بر سينهات فشار مىآورد.
اين كجا و آن سينه گشادهاى كه در معراج داشتى؟ همچنين هرگز بر اينان- كه رضايتم را از آنان پنهان كردهام- خشم نمىگيرم.»
وى سپس در توضيح اين گفتار مىگويد: «بنگر كه چگونه خداى سبحان، دوستان خود را در صفت دشمنانش پنهان كرده؛ و اين از آن رهگذر است كه امَناى خود را از اسم لطيف ايجاد كرد و با نام جميل بر آنان تجلى نمود، از اين رو فريفته او شدند. غيرت، از ويژگىهاى مُحب و محبوب است، از اين رو آنان محبت خدا را، همچون شبلى، از روى غيرتِ نسبت به او، پنهان كردند. خدا نيز به جهت همين غيرت، آنان را پنهان ساخت تا شناخته نشوند و فرمود: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا»؛ يعنى آنچه را از مشاهده اسرار وصل برايشان هويدا گشت، پنهان كردند.
خداوند فرمود: آماده باشيد كه بايد ذات خود را با پوشش صفات خود، از شما محجوب دارم، ولى آنان آماده نگشتند. پس با زبان فرستادگانم در آن جهان، آنان را هشدار دادم، ولى آنان نفهميدند؛ چرا كه در" عين الجمع"[١] بودند. خداوند آنان را در" عين التفرقه"[٢] مخاطب ساخت، ولى آنها عالم از هم گسسته را نشناختند و بدين جهت، آماده نگشتند. به سبب غيرت نسبت به حق، عشق حق بر دلهاى آنان چيره گشته بود [و آمادگى پذيرش نداشتند.] خداوند پيامبرش را از سبب ناشنوا شدن آنان در برابر دعوت پيامبر آگاه كرد و فرمود: خداوند بر دلهايشان مُهر زد[٣]؛ به گونهاى كه گنجايش ديگرى را نداشتند. نيز بر گوشهاى آنان مُهر زد[٤] تا تنها سخن او را بشنوند.
بر ديدگان آنان نيز پردهاى است[٥] از پرتو فروزان حق و فروغ درخشان عظمت حق؛
[١] .[ جهان به هم پيوسته و يكپارچه.]
[٢] .[ جهان از هم گسسته و پراكنده.]
[٣] .« خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ».
[٤] .« وَ عَلى سَمْعِهِمْ».
[٥] .« وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ».