تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٢٠ - نظم بديع سوره حمد
[آيه]، بين من و بندهام است و او مىتواند هر گونه درخواست كند. هنگامى كه بگويد: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ. صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ»، مىفرمايد: اين، براى بنده من است و بندهام هرچه بخواهد، درخواست كند.»[١]
[١/ ١٤٢] عبد بن حميد از طريق مطر ورّاق از قتاده، درباره آيه «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» نقل كرده است: «منظور [از «الْعالَمِينَ»] آفريدگان او مىباشد.» درباره «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» گفت: «خود را ستود.» درباره «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» گفت: «روزى كه بين خلايق حسابرسى مىشود؛ يعنى اين چنين معتقد باشيد.» درباره «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» گفت: «بر خود دلالت كرد.»[٢] «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ»؛ «يعنى راه راست.» «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ»؛ «يعنى راه پيامبران.» «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ»؛ «همان يهود مىباشند.» «وَ لَا الضَّالِّينَ» «؛ يعنى نصارى.»[٣]
[١] . ابن كثير، ج ١، ص ٢٧ و ٢٨. اين حديث را علاء از پدرش و از ابو سائب، پناهنده بنى عبد اللَّه بن هشام، روايت كرده است كه اين دو همنشين ابو هريره بودند.( بنگريد به: مسلم، ج ٢، ص ٩).
[٢] . در الدرّ،( ج ١، ص ١٣، چاپ قديمى مصر)، به جاى« دلّ على نفسه»،« دلّ على أهله» آمده است.
[٣] . الدرّ، ج ١، ص ٣٥.