تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣١٨ - چگونگى عرضه بر كتاب خدا
دارد، پس احاديث متشابه را به سخنان محكم بازگردانيد و از روايات متشابه، بدون مراجعه به احاديث محكم، پيروى نكنيد كه گمراه مىشويد.»[١]
در حديث ابن ابى يعفور از امام صادق عليه السلام نيز نقل شد كه امام عليه السلام ملاك اعتبار روايت را داشتن شاهدى از كتاب خدا يا سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم معرفى كرد؛ شاهدى كه به صدق روايت گواهى دهد؛ خواه راوى ثقه باشد يا غير ثقه؛ بنابراين سند به تنهايى و بدون پشتيبانى استوارى محتوا، اعتبارى ندارد.[٢]
[م/ ١٥] اين گونه، عياشى با سند خود از محمد بن مسلم از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه حضرت فرمود: «اى محمد، هر سخن روايى كه از فردى نيك يا فاجر به تو رسيد و موافق با قرآن بود، آن را بگير و هر سخن روايى كه از فردى خوب يا فاجر به تو رسيد و مخالف با قرآن بود، آن را نپذير.»[٣]
چگونگى عرضه بر كتاب خدا
چگونگى عرضه روايات بر قرآن در مباحث علم اصول و به ويژه در باب تعادل و تراجيح مطرح مىگردد؛ چرا كه حديث موافق با كتاب خدا مقدم بر حديث مخالف با آن است. اين در حالى است كه نصوص قرآن، دايرهاى محدود دارند و آنگونه گسترده نيستند كه بيشتر مسائل اختلافى را در بر گيرند، چه رسد به همه آنها، پس عرضه بر قرآن چگونه است؟
سخنان دانشمندان در اين باره تشويش دارد؛ زيرا آنان مخالف با كتاب را گاه بهگونه تباين دانستهاند و گاه عموم من وجه و گاه عموم مطلق. در آخرين مورد (عموم مطلق)، مخالفت ذاتى وجود ندارد؛ چرا كه با حمل بر تخصيص، امكان جمع عرفى وجود دارد. نمونه آن، سخن خداى تعالى درباره زنان طلاق داده شده
[١] . العيون، ج ١ ص ٢٦١.
[٢] . بنگريد به: كافى، ج ١، ص ٦٩.
[٣] . عياشى، ج ١، ص ٢٠؛ مستدرك الوسائل، ج ١٧، ص ٣٠٤.