تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٤ - جعل در تفسير
جعل در تفسير
گروهى با انگيزههايى پَست و اهداف ديگر- كه در جاى خود شرح داده ايم[١]- در حديث و تفسير دست بردند و زيانهاى گرانى را براى امت به ارمغان آوردند كه در گذر روزگار، جبرانناپذير است.
آنها حقايق را وارونه ساختند و با دگرگونى حقايق و تزوير، زخمهايى فراوان [به معارف دينى] وارد كردند. امام احمد مىگويد: «سه دسته نوشته، ريشهاى ندارد:
اخبار جنگها (مغازى)، اخبار فتنههاى آخر الزمان (ملاحم) و تفسير.» پيروان محقق وى گويند: منظورش اين است كه اين گونه نوشتهها، سندهايى صحيح و متصل ندارد.[٢]
امام محمد بن ادريس شافعى نيز مىگويد: «از ابن عباس در تفسير، تنها حدود صد روايت به اثبات رسيده است.»[٣] مراد او نادرستى سند بسيارى از روايتهاى نقل شده از ابن عباس است.
اين سخن مبالغهآميز نشان از فراوانى احاديث تفسيرى دروغين و ساختگى در كنار روايات ضعيف و مرسل دارد.
ابو عبداللَّه قرطبى در مقدمه تفسيرش، بابى را به شناخت احاديث ساختگى در فضايل سورهها و ديگر روايات، اختصاص داده است. وى در آنجا مىگويد:
«احاديث دروغ و اخبار باطلى كه جاعلان حديث و دروغپردازان در فضيلت سورههاى قرآن و فضايل اعمال ديگر ساختهاند، اعتبارى ندارد. گروهى بسيار با اهداف و مقاصدى گوناگون، به اين كار دست زدهاند.» وى در ادامه، مقاصد آنان و پىآمدهاى منفى اين اقدام ناپسند را شرح مىدهد.[٤]
[برخى از جاعلان حديث عبارتاند از:]
[١] . التمهيد فى علوم القرآن، ج ٩، ص ٣٧- ٢١٤.
[٢] . بنگريد به: الاتقان، ج ٤، ص ١٨٠.
[٣] . همان، ص ٢٠٩.
[٤] . بنگريد به: قرطبى، ج ١، ص ٧٨.