تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٧٨ - حروف مقطعه در روايات
تعبير كرده است؛ چرا كه از اركان نماز هستند. در جاى ديگر مىفرمايد: «ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ»[١]؛ «اين [عقوبت] به سبب كردار پيشين شماست» كه مراد [از «أيدى»]، همه اعضاى بدن مىباشد. همچنين مىفرمايد: «سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ»[٢]؛ «زودا كه بر بينىاش داغ نهيم.» در اين آيات، از جسد به دست تعبير شده است و از صورت به بينى.
شاعر درباره همسرش مىگويد:
|
لمّا رأيت أمرها فى حُطّى |
و فَنَكَتْ فى كَذِبٍ وَ لَطٍّ |
|
|
أخذتُ منها بقرون شُمْط |
فلم يزل ضربى بها و معطى |
|
حتّى علا الرأسَ دمٌ يُغطّى[٣]
شاعر با واژه «حطّى» از همه حروف ابجد تعبير كرده است.
همچنين گفته مىشود: «أ ب ت ث»، در حالى كه منظور گوينده فقط همين چهار حرف نيست، بلكه مراد، همه حروف است؛ يا گفته مىشود: «الحمد للَّه» را خواندم و مقصود گوينده همه سوره حمد مىباشد. اين گونه تعابير بسيار است.
خداوند نيز با اين حروف از همه حروف الفبا تعبير كرده و در اين تعبير، اشاره به اين نكته است كه خداوند متعال به عربها تذكر مىدهد و با آنان تحدى مىكند و مىفرمايد: من اين كتاب را از بين ٢٨ حرفِ زبان شما- كه ساختار سخنانتان را شكل مىدهد- فرو فرستادم. اگر محمد آن را از پيش خود مىگويد، شما نيز مانند آن يا ده سوره مانند آن يا يك سوره همچون آن را بياوريد. تلاش طاقت فرسا و ناتوانى آنان از اين همآوردى، ثابت كرد كه قرآن معجزه است.
اين ديدگاه مبرّد و گروهى از اهل معنا مىباشد. اگر پرسيده شود: آيا يك حرف
[١] . آل عمران( ٣) ١٨٢.
[٢] . قلم( ٦٨) ١٦.
[٣] . اين شعر از خماسيات است. بنگريد به: طبرى، ج ١، ص ١٣٢؛ لسان العرب، ج ١٠، ص ٤٨٠.( هنگامى كه كار او را در« حطّى» ديدم؛ و آن زن بر دروغ و خصومت پاى فشرد؛ مشتى از موهاى سپيدش را گرفتم؛ و در حال گرفتن، پيوسته او را مىزدم؛ تا اين كه سر وى را خونى فرا گرفت كه آن را مىپوشاند.)