تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٧١ - ديدگاههايى درباره رمز گشايى حروف مقطعه
[٤.] زمخشرى در تأويل اين حروف، سه وجه را مطرح كرده است. نخستين وجه- كه آن را باور بيشتر علما پنداشته است- آن كه حروف مقطعه اسامى سورهها هستند.[١]
امام فخر رازى مىگويد: «ديدگاه برگزيده بيشتر محققان، از بين اقوالى كه ياد كرده[٢]، اين است كه حروف مقطعه اسامى سورهها مىباشند؛ بدين اعتبار كه اسمهاى القاب مىباشند.»[٣]
ليك بر اين دو نفر اشكال مىشود كه چگونه فقط ٢٩ سوره اين نام گذارى را دارند و ديگر سورهها از اين نام گذارى نادر جا افتادهاند؟ از آن گذشته، چه مناسبتى دارد كه شش سوره (بقره، آل عمران، عنكبوت، روم، لقمان، سجده) به «الم» و هفت سوره (غافر، فصّلت، شورى، زخرف، دخان، جاثيه، احقاف؛ كه به حواميم معروفاند) به «حم» و پنج سوره (يونس، هود، يوسف، ابراهيم، حجر) به «الر» و دو سوره (شعراء و قصص) به «طسم» نام گذارى شوند؟ اين روش، گونهاى اشتراك در نامگذارى بدون توجيه است.
افزون بر آن، نام گذارى سورهها توقيفى است و نصى از مصدر وحى در اين باره نرسيده است. زمخشرى، خود، پاسخ دقيقى به اين نظريه دارد كه هنگام بيان ارائه وجه بعدى مىآيد.
وجه دوم- كه زمخشرى ياد كرده- آن كه آوردن اين چنينىِ حروف مقطعه، شيوهاى بليغ براى مقابله و رويارويى و گونهاى برانگيختن و متنبه ساختنِ مخاطبان تحدى قرآن و همآوردى نظم شگفت آن است. اين حروف نظر آنان را متوجه اين نكته مىسازد كه آيات تلاوت شده بر آنها- كه همگى از آوردن مثل آن ناتوان هستند- سخنى منظوم از همان حروفى است كه ساختار سخن آنان را شكل مىدهد. اين روش، آنها را به يقين رساند كه توانشان در برابر قرآن فرو افتاده است و
[١] . كشّاف، ج ١، ص ٢١.
[٢] . وى ٢١ نظريه را بر شمرده است. بنگريد به: التفسير الكبير، ج ١، ص ٥- ٨.
[٣] . همان، ص ٨.