تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١٤ - دروغ پردازان بر ائمه
[م/ ١٢٣] نيز كشّى با سند خود به ابو بصير روايت كرده است كه او گفت: «نزد امام صادق عليه السلام بوديم كه كنيزى از كنار ما گذشت و كوزهاى در دست داشت كه آن را واژگون ساخت. امام صادق عليه السلام فرمود:" اگر خداوند قلب ابو جارود را وارونه ساخته است؛ چنان كه اين كنيز كوزه را واژگون كرد، پس گناه من چيست!"»
[م/ ١٢٤] نيز كشّى با سند خود به ابو اسامه روايت كرده است كه وى گفت: «امام صادق عليه السلام به من فرمود:" ابو جارود چه كرد؟ هان، به خدا سوگند كه او در گمراهى مىميرد."»[١]
[م/ ١٢٥] ابن نديم روايت كرده است كه از امام صادق عليه السلام درباره او پرسيدند.
حضرت فرمود: «ابو جارود چه كرد؟ آيا پس از آن كه ولايت امامى [بر حق] را پذيرفت، اميد داشت كه معتقد به امامى [بر حق] بميرد؟ خدا او را لعنت كند كه فردى كوردل و نابينا بود.»
محمد بن سنان نيز درباره او گفته است: «ابو جارود پس از نوشيدن شراب و پذيرش سرپرستى كافران از دنيا رفت.»[٢]
از مطالب گذشته اين گونه برداشت مىشود كه جعل از زبان ائمه، به ويژه دو امام همام باقر و صادق عليهما السلام در آن زمان رايج بوده كه به سبب غلو در عقيده باطل يا به هدف مال اندوزى و گرفتن اموال ضعيفان روى داده است.
ائمه عليهم السلام با هوشيارى و نهايت دقت در پاسداشت حقايق دين در برابر تيرگى ياوه سرايىهاى باطل گرايان، در مقابل آنان ايستادند و رسوايشان ساختند و مجالى براى يكه تازى نارواى آنان نگذاردند؛ امرى كه علماى تيزبين امت را به پاكسازى و تنقيح احاديث منسوب به امامان معصوم عليهم السلام و گردآورى آنها در جوامع حديثى قابل اعتماد واداشت؛ علمايى چون محمدون ثلاث (محمد بن يعقوب كلينى، متوفاى ٣٢٩؛ محمد بن على بن الحسين صدوق، متوفاى ٣٨١؛ محمد بن حسن طوسى، متوفاى ٤٦٠) در كتب چهارگانه خود (كافى شريف، من لا يحضره الفقيه،
[١] . رجال كشّى، ج ٢، ص ٤٩٥ و ٤٩٦.
[٢] . الفهرست، ص ٢٦٧.