تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٠ - سياق در قرآن
سياق در قرآن
سياق سخن نقشى اساسى در مفهوم رسانى واژهها و رساندن مراد واقعى دارد و از بهترين قرائن همراه با كلام به شمار مىرود كه با در دست گرفتن زمام سخن، آن را هماهنگ با خواست گوينده يا نويسنده پيش مىبرد.
سياق عبارت است از سمت و سوى خاص سخن كه موجب پيوستگى و درآميختنِ اجزاى صدر و ذيل و ميان كلام مىگردد و سخن را به سمتى مشخص سوق مىدهد. بدين گونه، اهداف واژهها و جملههاى به كار رفته در سخن آشكار مىگردد و مجاز يا حقيقت بودنِ كاربرد واژگان و عبارتها مشخص مىشود، از اين رو پرداختن به آن اهميتى فراوان دارد و غفلت از آن نشايد.
امام بدر الدين زركشى گويد: «مفسر بايد به نظم كلام- كه سخن در سياق آن قرار دارد- توجه داشته باشد؛ هرچند مخالف معناى لغوى باشد؛ چرا كه مجازگويى نيز وجود دارد. بدين جهت مىبينى كه صاحب كشّاف به گونهاى بر سياق كلام تكيه مىكند كه گويا غير آن، اعتبارى ندارد.»[١]
وى درباره آياتى كه از مفسران، تفسيرى نرسيده- كه موارد اندكى است- مىگويد: «راه دستيابى به فهم اين آيات، بررسى مفهوم واژگان در زبان عرب و توجه به معانى و كاربردهاى آن بر اساس سياق مىباشد. راغب در كتاب المفردات، به اين مسأله توجه بسيارى دارد و نكتهاى افزون بر تفسير اهل لغت در معناى واژگان دارد كه آن را از سياق برگرفته است.»[٢]
آرى، سياق، گاه معناى اصلى و لغوى يك واژه يا يك جمله را دگرگون مىسازد؛ زيرا معناى الفاظ در تركيب جمله، نسبت به معناى آن واژه به تنهايى، تفاوت مىيابد. اين، همان مراد سخن اصوليان است كه گويند: جملههاى تركيبى، معانى وضعى ويژهاى دارند كه با معانى وضعى واژگان تفاوت دارد؛ چرا كه هيئتهاى تركيبى نيز در كنار معناى وضعى واژگان كلام، وضعهايى دارند.
[١] . البرهان، ج ١، ص ٣١٧.
[٢] . همان، ج ٢، ص ١٧٢.