تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٨٥ - ٢ حروف تشكيل دهنده اسم اعظم
١. سوگندهاى الهى
[م/ ٢٠٣] ابن جرير با سند خود به عكرمه روايت كرده است: « «الم» سوگند است.»[١]
[م/ ٢٠٤] ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابن مردويه و بيهقى در كتاب «الأسماء و الصفات»، از ابن عباس درباره «الم»، «المص»، «الر»، «المر»، «كهيعص»، «طه»، «طسم»، «طس»، «يس»، «ص»، «حم»، «ق» و «ن» نقل كردهاند: «سوگندهايى است كه خداوند بدان قسم ياد كرده و از اسامى خداوند است.»[٢]
٢. حروف تشكيل دهنده اسم اعظم
[م/ ٢٠٥] ابن جرير با سند خود به ابن مسعود روايت كرده است كه او درباره «الم» گفت: «اسم اعظم خداوند است.»[٣]
[م/ ٢٠٦] ابن ابى شيبه در تفسير خود و عبد بن حميد و ابن منذر، از عامر روايت كردهاند كه از وى درباره حروف آغازگر سورهها، مانند «الم» و «الر» پرسيده شد.
او گفت: «اين حروف نامهايى از نامهاى خداست كه به صورت قطعه قطعه مىباشد. اگر آنها را به هم وصل كنى، نامهايى از اسامى خداوند خواهند شد.»[٤]
[م/ ٢٠٧] صدوق با سند خود به ابو بصير، از امام صادق عليه السلام روايت كرده است:
« «الم» يكى از حروف اسم اعظم خدا مىباشد كه در قرآن، جدا جدا آمده است و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و امام آن را تركيب مىكنند. هر گاه آن نام خوانده شود، اجابت گردد.»[٥]
[م/ ٢٠٨] ابن جرير و ابن ابى حاتم از سدّى نقل كردهاند كه وى گفت: «از ابن عباس درباره «الم»، «حم» و «طس» به من چنين رسيد كه آنها اسم اعظم خدا
[١] . طبرى، ج ١، ص ١٣٠؛ الدرّ، ج ١، ص ٥٧؛ معانى القرآن، ج ١، ص ٧٤ و ٧٥.
[٢] . الدرّ، ج ١، ص ٥٦ و ٥٧؛ الأسماء و الصفات، ج ١، ص ١٥٣.
[٣] . طبرى، ج ١، ص ١٣٠؛ الدرّ، ج ١، ص ٥٧.
[٤] . طبرى، ج ٧، ص ١٠٦؛ الدرّ، ج ١، ص ٥٧.
[٥] . المعانى، ص ٢٣.