تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٣٩ - تفسير«مالك يوم الدين»
همچنين هر شهر درهايى دارد كه فاصله دو لنگه آن، صد فرسخ است.[١]
از اين دو شهر، با دو نام جابرس و جابليق، ياد شده است؛ دو شهر يهودى كه در افسانههاى كهن يهوديان آمده است.[٢]
مهم، آن است كه روايات ياد شده از نظر سندى، ضعيف مىباشند و جعل در آنها بعيد نيست؛ هر چند برخى از آنها توجيهپذيرند؛ آن سان كه بر خردمند هوشيار، پوشيده نيست.
تفسير «مالِكِ يَومِ الدّينِ»
«مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ»؛ يعنى كسى كه در روز حساب، زمام امور را از روى تسلط و ملك، به دست گرفته است؛ آن سان كه هيچ كس را ياراى ضديت در ملك او نيست: «يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ»[٣]؛ «روزى كه كسى براى كسى، اختيارى ندارد و در آن روز، فرمان از آنِ خداست.»
[١/ ٥٠٦] امام ابو محمد، حسن بن على عسكرى عليه السلام- آن سان كه صاحب تفسير منسوب به حضرت روايت كرده است- از اميرمؤمنان عليه السلام نقل مىكند: «يوم الدين همان روز حساب است.» نيز امام حسن عسكرى عليه السلام فرمود: «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ»؛ يعنى او قادر بر برپاساختن يوم الدين است كه همان روز حساب مىباشد؛ توانايى پيش انداختن آن بر زمانش و تأخير انداختن آن از وقتش را دارد. او همچنين در روز جزا، مالك است؛ بنابراين به حق، حكم مىكند. در آن روز، كسى كه ظلم وستم مىكند، مالك حكم كردن نيست؛ آن سان كه در دنيا، حكم در دست چنين افرادى است.»[٤]
[١/ ٥٠٧] ابن جرير وابن ابى حاتم از ابن عباس نقل كردهاند كه وى درباره
[١] . بنگريد به: تفسير البرهان، ج ١، ص ١١٣ و ١١٤؛ بصائر، ص ٥١٠ و ٥١١.
[٢] . بنگريد به: معجم البلدان، ج ٢، ص ٩٠ و ٩١.
[٣] . انفطار( ٨٢) ١٩.
[٤] . تفسير امام، ص ٣٨.