تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤٠ - ارزش تفسير صحابى
دخالت داشته باشد، آن حديث موقوف بر صحابى است[١] و اسناد آن به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم صحيح نمىباشد؛ اگر چنين نباشد و از مواردى باشد كه دانستن آن، تنها از طريق وحى امكان دارد، ناگزير حديثى منقول از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است و اين به دليل جايگاه عدالت صحابى و وثاقت او در دين است. سخنان صحابى در امورى كه با حس آدمى درك نمىشود، تنها از راه دريافت از صاحب علمى پر دانش و راستگو و امين است.
[م/ ٨٩] امام امير مؤمنان عليه السلام در پاسخ به پرسش از منابع دانش سرشارش، فرمود: «همانا آن از صاحب علم آموخته مىشود ...؛ دانشى كه خداوند به پيامبرش ارزانى داشت و او به من آموخت و براى من دعا كرد كه سينهام آن را در خود فراگيرد و درونم آن را در خود جاى دهد.»[٢]
به هر حال، تفسير مأثور از صحابى بزرگوار، در صورت صحت طريق، اعتبار ويژه خود را دارد. بيشترِ اين گونه تفاسير، برگرفته از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىباشد و اين، در مواردى است كه به مشاهدات حضورى، فهم معانى لغوى يا آداب و رسوم رايج و مانند آن باز نمىگردد. در اين صورت، بى شك حديث صحابه- به مقتضاى مقام ايمانشان كه آنان را از سخن بى دليل باز مىدارد- مستند به علم برگرفته از عالمى آگاه مىباشد.
در غير اين صورت، سخن صحابى موقوف بر خود او و مستند به فهم خاص اوست. بىگمان، فهم او از قرآن صحيحتر از كسى است كه از درك حضور وحى و عهد رسالت و حتى شناخت واژگان عربهاى نخستين و رسوم آن روزگار، به دور است.
علامه ناقد و آگاه، سيد رضى الدين، ابن طاووس درباره صحابه دانشمند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىگويد: «دانش آنان درباره نزول آيات قرآن، صحيحتر از ديگران
[١] .[ منظور از موقوف، حديثى است در همان شخص راوى اول متوقف مىشود و به پيامبر اكرم نسبت دادهنمىشود.]
[٢] . نهج البلاغه، ج ٢، ص ١٠ و ١١، خطبه ١٢٨.