تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١٢ - دروغ پردازان بر ائمه
زنان آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم هنگامى كه عادت ماهيانه مىشوند، نماز را قضا مىكنند.[١]
ابو عبداللَّه ذهبى از او نقل مىكند كه مىگفت: «خداوند فرمان مىدهد به عدل، يعنى على؛ و احسان، يعنى فاطمه؛ و پرداخت به خويشاوندان، يعنى حسن و حسين؛ و از فحشا و منكر نهى مىكند، يعنى گويد: فلانى زشت كارترين مردم و منكر، فلانى مىباشد.»[٢]
جوزجانى گويد: «مغيره به سبب ادعاى نبوت كشته شد. وى در كوفه آتش نيرنگبازى و شعبده را شعلهور ساخت تا اين كه گروهى ادعاى وى را پذيرفتند.» خالد بن عبداللَّه قسرى وى را حدود سال ١٢٠ كشت.[٣]
ابو الخطاب، محمد بن ابى زينب مقلاص كوفى بزّاز- كه پارچه فروش بود- يكى ديگر از دروغپردازان است. وى پناهنده بنى اسد بود كه نخست، در راه مستقيم قرار داشت، ولى بعد شوريدهخِرَد گرديد و به غلو و افراط در شأن ائمه پرداخت؛ به گونهاى كه دروغ بستن به آنان و دسّ و تزوير در احاديث آنان را بر خود جايز مىدانست، از اين رو مورد لعن و بيزارى قرار گرفت:
[م/ ١٢١] كشّى با سند خود به يونس بن عبد الرحمان روايت كرده است كه وى گفت: «به عراق رفتم و در آنجا، گروهى از اصحاب ابو جعفر باقر عليه السلام را ديدم و اصحاب ابو عبداللَّه صادق عليه السلام را فراوان يافتم. از آنان [روايت] شنيدم و مطالبى از كتابهايشان برگرفتم. مدتى بعد، آنها را به ابو الحسن رضا عليه السلام عرضه كردم، اما حضرت روايات فراوانى از آن را انكار كرد و انتساب آن احاديث را به ابو عبداللَّه صادق عليه السلام نپذيرفت و به من گفت:" به راستى، ابو الخطاب به ابو عبداللَّه دروغ بست؛ خداوند ابو الخطاب را لعنت كند. نيز اصحاب ابو الخطاب تا به امروز، اين احاديث را مخفيانه وارد كتابهاى اصحاب ابو عبداللَّه عليه السلام مىكنند. سخنى خلاف
[١] . بنگريد به: رجال كشّى، ج ٢، ص ٤٨٩- ٤٩٥.
[٢] .[ اين جمله، به پندار باطل وى، تأويل آيه ٩٠ سوره نحل است.]
[٣] . ميزان الاعتدال، ج ٤، ص ١٦٠.