تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٤ - روايات پيرامون خواص قرآن
به اذن خدا، تأثير داروى سودمند را مىافزايد؛ همين و بس، اما قرار گرفتن در رديف داروهاى طبى- آنسان كه در حديث دوم بود (آنجا كه آيه قرآن را در كنار يك انگشت عسل و يا خون كشيدنِ حجامتگر قرار داد)- يا اين كه نگهدارنده از بيمارى فلج باشد- چنان كه در حديث سوم آمد- يا درمان آب زردى باشد كه از شكم خارج مىشود- آن گونه كه در حديث چهارم بود- قدسى بودن قرآن كريم همه اينها را ردّ مىكند؛ قرآنى كه شفا بخشِ دردهاى روح نازل شده است؛ دردهايى كه درمانش بىعنايت خداى تعالى، در توان بشر نيست؛ نه شفا بخشِ دردهاى جسم كه درمانش در توان بشر و براساس تجربههاى او در زندگى است.
در اين جا به برخى از موارد عجيب شفاطلبى از قرآن كريم اشاره مىشود، ليك پيش از آن، نبايد از اين نكته غفلت ورزيد كه قرار گرفتن دعا در كنار دارو براى كمك كردن به درمان و وسيلهاى براى شفابخش ساختن دارو، به اذن و عنايت خداى تعالى، اشكالى ندارد، بلكه يكى از ضروريات شناخته شده دين، آن است كه شفا دهنده، فقط خداوند است و او سبب ساز اسباب مىباشد و حول و قوّهاى جز به او نيست.
چنان كه گفتيم، قرار دادن دعا در برابر دارو و اين كه دعا يكى از دو راه مستقل درمان باشد را به شدت، انكار مىكنيم؛ مطلبى كه متأسفانه در برخى از اين دسته روايات، بدان تصريح شده است. بايد چنين رواياتى را كنار گذاشت يا متناسب با دليل عقل و حكمت رشيد، تأويل كرد.
در حديث اصبغ بن نباته گذشت كه آية الكرسى، درمان بى هزينه درد شكم است؛ يعنى بدون خريد دارو.[١]
[م/ ١٦٨] در كتاب «مكارم الاخلاق» آمده: «از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده است كه حضرت فرمود:" جبرئيل درمانى را به من آموخت كه با وجود آن، نيازى به دارو نخواهد بود." گفته شد:" اى رسول خدا، آن دارو چيست؟" فرمود:" آب باران
[١] . عدة الداعى، ص ٢٧٤.