تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٣ - ضابطه تأويل
بدين سان، همه آياتى كه در ظاهر، براى مورد خاصى نازل شدهاند، به طور قطع، رسالتى فراگير درون آنها نهفته كه گستردهتر و فراگيرتر از ظاهر تنزيل است.
بدين ترتيب، قرآن فراتر از پرداختن به مسائل مربوط به اقوام عصر نزول قرار مىگيرد و به همين جهت، معيار، باطن فراگير قرآن است، نه ظاهر خاص آن.
ليك مهم، استوارسازى شيوه بطنگيرى است؛ تا منجر به تحميل بر قرآن يا تفسير به رأى نگردد؛ ضابطهاى كه همه جوانب را در برگيرد و موردى را فرو نگذارد.
ضابطه تأويل
تفسير، ضابطهاى دارد كه براى پيشگيرى از تفسير به رأى، رعايت آن لازم است، از اينرو تأويل- كه هدفى والاتر و منزلتى فزونتر از تفسير دارد- به داشتن ضابطهاى فراگيرنده همه جوانب و بيرون كننده موارد بيگانه، سزاوارتر است؛ بنابراين براى ضابطهمند سازى تأويل سه شرط را يادآور مىشويم:
شرط نخست صحت تأويل: تأويل به شيوه سبر و تقسيم باشد؛ آنسان كه خصوصيات بى ارتباط با هدف اصلى كلام وا نهاده و آنچه را در اصل موضوع دخالت دارد، نگه داشته شود و بدين ترتيب، مفهوم عام آيه- كه در راستاى هدف كلى آيه است- استنباط شود.[١] با اين روش، مناسبت نزديك بين بطنِ استخراج شده از كلام و ظاهر برآمده از تنزيل، حفظ مىشود؛ وگرنه [تأويل] بيگانه از آن بوده و كلام دلالتى بر آن ندارد و تحميل بر كلام خواهد بود.
بر اين اساس، هر بيان كه با عنوان بطن آيه يا تأويل آن ارائه گردد، ولى بىدليل و به روشى غير منطقى استخراج شده باشد، بىترديد، تفسير به رأى مىباشد.
[١] . براى نمونه[ در آيه سؤال از اهل ذكر] مشركان از جهت مشرك بودن، مدّ نظر نبودند، بلكه از اين جهت كهجاهل بودند. اهل كتاب نيز نه به دليل اهل كتاب بودن، كه به جهت دانش و آگاهى از آنچه مشركان نمىدانستند، مورد نظر بودند. همچنين مورد سؤال نيز- كه مسأله نبوت و پيامبرىِ يك بشر بود- مدّ نظر نبوده است، بلكه آنچه را جاهلان از آن بى خبرند، فرا مىگيرد؛ بنابراين[ از آيه ياد شده] اين مفهوم استنباط مىشود: جاهل در هر مسأله از مسائل دين، بايد به عالم مراجعه كند.