تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٤ - ضابطه تأويل
شرط دوم: در شناخت خصوصيات كلام دقت كامل شود؛ تا خصوصيات مؤثر در هدف سخن نگه داشته شود و قيود بىارتباط وانهاده گردد. اين شرطى مهم است كه كمتر رعايت مىشود.
آخرين شرط كه- جان كلام است و با آن، همه موارد بيگانه طرد مىشود:
مفهوم كلى استخراج شده پس از بررسى و پالايش [الغاى خصوصيات]، به منزله كبرايى كلى براى مدلول ظاهر كلام باشد و بطن به دست آمده (معناى تأويلى)، كلى و قابل انطباق بر ظاهر تنزيل باشد؛ به عبارت ديگر مجموع ظهر و بطن آيه، به منزله استدلالى منطقى باشد؛ آنسان كه مفهوم كلى، چونان كبرايى كلى، بر صغراى خود- كه همان مورد تنزيل است- منطبق شود.
براى نمونه در آيه سؤال، مفهوم مجموع سخن اين است كه [صغرى:] مشركان به دليل ناآگاهى از اصول نبوت، بايد از همسايگان يهودى خود- كه اهل دانش و كتاب بودند- سؤال كنند؛ [كبرى:] زيرا بر هر جاهل است كه در مورد جهل خود، به دانشمندان مراجعه كند. اين مفهوم، قاعدهاى كلى مىباشد كه عقل و شرع پذيراى آن است. خداى تعالى نيز اين قاعده كلى را در قرآن حكيم بر مورد آيه ياد شده تطبيق داده است.
اين همان مقصود از سازگارى تأويل با تنزيل است؛ بسان توافق عام با خاص.
در اين صورت، بطن بيگانه از ظاهر نيست، بلكه متناسب با آن و مدلول التزامى نهفته در كلام مىباشد؛ و جز دانشوران آن را درنيابند.
امام شاطبى بر اين نكته تصريح كرده كه بطن بايد مطابق با مقتضاى ظاهر- كه در زبان عرب مقرّر گرديده است- باشد؛ به گونهاى هماهنگ با قواعد عربى باشد؛ يعنى هماهنگ با مقتضاى سبكهاى دلالت كلام در ادبيات عرب؛ نه به گونهاى كه بىربط و بيگانه با ظاهر بوده، ظاهر سخن آن را به كلى ردّ كند.
وى اين شرط را نيز افزوده است كه [بطن] شاهدى از خود كتاب داشته باشد.[١]
[١] . بنگريد به: الموافقات، ج ٣، ص ٣٩٤.