تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤١ - ارزش تفسير صحابى
است.»[١]
امام بدر الدين زركشى مىگويد: «جوياى تفسير، منابعى بسيار لازم دارد كه مهمترين آنها، چهار منبع است:
١. نخستين و عالىترين منبع، احاديث منقول از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است، ليك بايد از روايات ضعيف جعلى- كه بسيارند- پرهيخت.
٢. قول صحابى؛ زيرا- چنان كه حاكم در تفسيرش گفته- تفسير صحابى نزد علماى رجال، به منزله روايت منقول از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است.» زركشى در ادامه، حديث مسروق بن اجدع از عبداللَّه بن مسعود درباره صحابه را ياد آورده كه درباره چگونگى فراگيرى تفسير قرآن نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است.
وى گويد: «سرآمد صحابه مفسر، على، سپس ابن عباس است كه همه همت خود را براى اين كار قرار داده بود. تفسير بر جا مانده او بيش از تفاسير بر جا مانده على است، ليك ابن عباس اندوخته تفسيرى خود را از على عليه السلام گرفته است. پس از او، عبداللَّه قرار دارد. مطالب تفسيرى ديگر صحابه نيز نيكو و مقدم مىباشد.»[٢]
با اين حال، ديدگاه دانشمندان صاحب نظر ما آن است كه تفسير مأثور از صحابى- هرچند جليل القدر و بلند مرتبه باشد- موقوف بر خود اوست و تا زمانى كه خود صحابى آن را به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اسناد ندهد، نسبت دادن آن به حضرت صحيح نمىباشد.
اين ديدگاه آنان، مطلق است؛ خواه اجتهاد در سخن صحابى دخالت داشته باشد يا نه؛ زيرا سخن وى برآمده از دانش اوست؛ هرچند سخنش بر پايه تعاليم پيامبر استوار باشد. ممكن است كه گفتار وى، برداشتى از آموزههاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
[١] . وى اين مطلب را در كتاب ارزشمندش، سعد السعود، ص ١٧٤ آورده است. او در اين كتاب، به نقد بيش از هفتاد كتاب تفسيرى پرداخته كه در آن زمان، در دسترس وى بوده است.( ابن طاووس در سال ٦٦٤ هجرى درگذشت.)
[٢] . البرهان، ج ٢، ص ١٥٦ و ١٥٧. براى آگاهى از منابع سوم و چهارم بدانجا مراجعه كنيد.