تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٧٧ - تفسير بسمله
همين گونه روايت كرده است؛[١] بنابراين جايى براى آن تكلّفها در تفسير روايتى بىاساس باقى نمىماند.
علامه مجلسى تأويل حديث را براساس گفتههاى شارحان ياد مىكند و در اين باب، مطالبى نزديك به اين نقل قول استادش، مولى رفيع نقل مىكند: «گفته شده كه سؤال، صرفاً درباره مفهوم اسم و ملاك آن است. امام عليه السلام نيز پاسخ مىدهد كه استيلاى بر همه چيز، ملاك معبود بودن حقيقى براى همه اشياء است.» علامه در ادامه، مىگويد: «گويا از حديث چيزى افتاده است؛ زيرا روايت از كتاب برقى گرفته شده و او در المحاسن، با همين سند، از قاسم از جدّش، حسن از ابو الحسن موسى كاظم عليه السلام روايت كرده است كه از حضرت درباره معناى آيه «عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»[٢] پرسيده شد. حضرت فرمود:" بر هر خرد و كلان، مستولى است." طبرسى نيز در احتجاج، همين گونه روايت كرده است.
بنابراين نيازى به اين تكلّفها نيست؛ زيرا بيشتر مفسران، استواء را به معناى استيلاء تفسير كردهاند. ما در چندين بخش از كتاب هايمان، ثابت كردهايم كه عرش بر همه آفريدگان خداى سبحان اطلاق مىشود كه اين نيز يكى از معانى آن است؛ چرا كه وجود و علم و قدرت او در همه چيز آشكار مىباشد.»
ايشان مىگويد: «اين [اشتباه در نقل و روايت] از كلينى عجيب است [؛ چرا كه او نهايت دقت و توجه را به كار مىبرد] و شايد اشتباه از نسّاخ بوده است.»[٣]
***
ابوجعفر طبرى بر اين باور است كه إله، به معنى مَألوه؛ يعنى معبود و از ريشه «أله» به معناى «عبد» مىباشد؛ آن سان كه فيروزآبادى در قاموس ياد كرده است. وى گويد:
«تأويل" اللَّه" در سخن خدا، همان معنايى است كه از عبد اللَّه بن عباس براى ما روايت شده است: او كسى است كه همه چيز، او را إله مىدانند و هر
[١] . بنگريد به: احتجاج، ج ٢، ص ١٥٧، به روايت حسن بن راشد.
[٢] . طه( ٢٠) ٥.
[٣] . مرآة العقول، ج ٢، ص ٣٩ و ٤٠.