تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٧٩ - تفسير بسمله
ثابت گرديد كه ألَه به معناى عَبَدَ و إلاهة مصدر آن است.»[١]
ابن عطية به پيروى از ابن جرير، گويد: «بسيارى از اهل علم بر اين باورند كه اللَّه از" أله الرجل" به معناى" عبد" مشتق شده و" تألّه" به معناى عبادت گزاردن است.
سخن رؤبة بن عجّاج نيز از اين باب است ... نيز سخن خداى تعالى:" و يذرك و إلاهتك"؛ بنابر اين قرائت. ابن عباس و ديگرى[٢] [در تفسير آن] گفتهاند:" و عبادتك".
[علما] گفتهاند: اسم اللَّه مشتق از همين فعل مىباشد؛ زيرا او كسى است كه همه آفريدگان او را مىپرستند. نقّاش اين مطلب را در آغاز سوره آل عمران حكايت كرده است.
بنابراين واژه إلاه بر وزن فِعال از همين ريشه مىباشد.»[٣]
بى ترديد، لغت [و مباحث مربوط به زبان]، توقيفى است و اجتهاد نظرى را بر نمىتابد؛ بنابراين از آن جا كه «ألَه» به معناى «عَبَد» از عرب شنيده نشده و طبرى- كه يك لغت شناس آگاه است- خود، بدان اذعان كرده است[٤]، چه جايى براى استدلال باقى مىماند؟ واژهاى كه در لغت عربِ نخستين، شاهدى ندارد.
استناد به شعر رؤبه نيز- كه دستاويز آنان قرار گرفته- مخدوش است؛ زيرا ثابت نشده كه مقصود وى از تألّه، تنسّك، به معناى عبادت است، بلكه به نظر مىرسد كه مراد وى، فرو رفتن و نفوذ در عمق الوهيّت پروردگار متعال و خضوع در برابر ساحت قدس او باشد كه لازمهاش، تعبّد به عملى مخلصانه است؛ بنابراين تعبّد، لازمه آن است، نه خود آن و تفسير به لازم، شايع و فراوان مىباشد.
همچنين تفسير «إلا هتك» به عبادت، در گفتار منسوب به ابن عباس و مجاهد- اگر صحيح باشد- نوعى تفسير به لازم است؛ زيرا در حقيقت، معنا چنين است: «تو را و الوهيّت ادعايى تو را رها كند.» فرعون مىگفت: «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى»[٥]؛ يعنى
[١] . طبرى، ج ١، ص ٨٢ و ٨٣.
[٢] . مقصودش مجاهد است.
[٣] . المحرّر الوجيز، ج ١، ص ٦٣.
[٤] . اين مطلب در سخن خليل نيز گذشت؛ او كه پدر ادبيات عرب و ريشه دار در زبان عرب است.
[٥] . نازعات( ٧٩) ٢٤.