تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٩٠ - ٦ اسرار و رموز
گفت:" اين، سنگينتر و طولانىتر است. الف، يك؛ لام، سى؛ راء، دويست و مجموع آنها ٢٣١ سال است. آيا جز اين، چيز ديگرى هم هست؟"
حضرت فرمود:" بله، «المر»." وى گفت:" اين، سنگينتر و طولانىتر است.
الف، يك؛ لام، سى؛ ميم، چهل؛ راء، دويست و مجموع آنها ٢٧١ سال مىباشد." آن گاه گفت:" امر تو بر ما مشتبه گرديد، اى محمد، به گونهاى كه نمىدانيم آيا حكومتى كوتاه به تو عطا شده يا طولانى." آن گاه برخاستند. ابو ياسر به برادرش حيىّ و علماى يهودى همراه وى گفت:" شما چه مىدانيد؛ شايد همه اينها براى محمد جمع شود؛ ٧١ و ١٦١ و ٢٣١ و ٢٧١ كه مجموع آنها ٧٣٤ سال مىشود." آنان گفتند:" امر او بر ما پوشيده است."
علما مىپندارند كه اين آيات درباره آنان نازل شده است: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ»[١]؛" اوست كسى كه اين كتاب را بر تو فرو فرستاد، پارهاى از آن، آيات محكم است كه آنها اساس كتاب مىباشند. بخشى ديگر متشابهات است."»[٢]
[م/ ٢٢٢] صدوق با سند خود به محمد بن قيس روايت كرده است كه وى گفت:
از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود: «حُيىّ و ابو ياسر، پسران اخطب و گروهى از يهوديان نجران نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفتند و از حضرت پرسيدند:" آيا «الم» را در بين آياتى كه خدا بر تو نازل كرده است، به ياد مىآورى؟" حضرت فرمود:" آرى." آنان پرسيدند:" آن را جبرئيل از نزد خدا براى تو آورد؟" حضرت فرمود:" بله." آنان گفتند:" پيامبرانى پيش از تو، مبعوث شدند. ما پيامبرى را جز تو، سراغ نداريم كه مدت حكومت و زمان انقراض امت خود را خبر داده باشد."
آن گاه حُيَىّ بن اخطب به يارانش روى كرد و گفت:" الف، يك؛ لام، سى؛ ميم، چهل و مجموع آنها ٧١ سال مىباشد." او در شگفت ماند از اين كه پيرو دينى شود
[١] . آل عمران( ٣) ٧.
[٢] . الدرّ، ج ١، ص ٥٧ و ٥٨؛ التاريخ، ج ٢، ص ٢٠٨؛ طبرى، ج ١، ص ١٣٨ و ١٣٩؛ ابن كثير، ج ١، ص ٤٠ و ٤١.