تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٦ - جايگاه حديث در تفسير
شايسته بود كه از سخن گفتن در اين باره خوددارى كند.»[١]
بنابراين شيخ مفيد جواز اعتماد بر اخبار واحد را به صورت مطلق، ردّ نكرده، بلكه تنها، تكيه بر آنها را بدون ارزيابى و بررسى، ردّ كرده است؛ به ويژه براى كسى كه اهل آن نباشد.
از اين روست كه او، خود، در همان كتاب، بر بسيارى از اخبار واحد اعتماد كرده؛ چرا كه آنها را شايسته اعتماد يافته است.
همچنين شخصيت بزرگوار، علم الهدى سيد مرتضى رحمه الله، تنها اعتمادِ بدون بررسى و بى قيد و بند مشهور بر اخبار واحد را ردّ كرده است[٢]، اما اگر خبر سندى استوار داشته و راوى آن ثقه باشد و عقل آن را ردّ نكند يا مخالف ظاهر قرآن نباشد، منعى از پذيرش آن وجود ندارد؛ مانند خبر دادن از حوادث و شهرهاى دور دست.
علماى شيعه نيز در شرايع و احكام، بر روايت ثقه اعتماد كردهاند و اين شيوه آنان، معروف و حجتى معتبر مىباشد؛ آنسان كه شيخ در كتابش، عدة الاصول، گفته است.[٣]
شيخ نجم الدين ابو القاسم، محقق حلى، صاحب كتاب شرايع الاسلام، تحقيقى دقيق درباره ديدگاه سيد و شيخ دارد كه در نهايت، به گفته شيخ مىانجامد.[٤]
استاد بزرگوار آيت اللَّه خوئى رحمه الله از استادش، محقق نائينى رحمه الله، نقل كرده كه سخن سيد و در پى او، شيخ، درباره بى اعتبارى خبر واحد، در مورد اخبار ضعيف يا سست است؛ نه اخبارى كه راويان ثقه و مورد اطمينان روايت كردهاند.
[١] . مصنفات شيخ مفيد، ج ٥، ص ٥٤.
[٢] . بنگريد به: الذريعة الى اصول الشريعه، ج ٢، ص ٥١٧- ٥٥٥ و رساله او در ابطال عمل به خبر واحد( رسائلشريف مرتضى، المجموعة الثالثة، ص ٣٠٩) و فصل دوم از پاسخهاى او به مسائل تبّانيّات، ص ٢١- ٢٩( المجموعة الاولى).
[٣] . بنگريد به: عدة الاصول، ج ١، ص ٣٣٦- ٣٦٧.
[٤] . بنگريد به: معارج الاصول، ص ١٤٠- ١٤٨.