تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٨ - تأويلهايى پذيرفتنى
شدند]: درخواستها و الزامات موسى كه بر آنان مسلط گرديد؛ تسبيح گفتن كوهها [به همراه داوود]: مردانى استوار در دين؛ جنّيانى كه سليمان مالك آنها گرديد: باطن آن زمان؛ شياطين [كه به فرمان سليمان كار مىكردند]: ظاهر گرايانى كه به اعمال سخت وادار شدند ... تا آخر اشتباهايى كه از ايشان نقل شده كه عين كم خردى و خيالپردازى است و موجب خنده شنونده مىشود.»
تأويلهايى پذيرفتنى
شاطبى در ادامه، تأويلاتى از پيشينيان و از برخى اهل علم را يادآور مىشود كه احتمال پذيرش آنها وجود دارد. وى گويد: «در قرآن، تفاسير مبهمى رخ نموده است كه مىتواند از نوع تأويل باطل يا از قبيل باطن صحيح باشد. اين تفاسير به گروهى از اهل علم نسبت داده شده و برخى از اين تفاسير منسوب به پيشينيان صالح است.
حروف آغازگر سورهها از اين جمله است؛ حروفى همچون" الم"،" المص"،" حم" و مانند آنها كه به چند شكل تفسير شدهاند. برخى از اين تفاسير هماهنگ با مفهومى صحيح مىباشند و بخشى ديگر اين گونه نيستند.
از ابن عباس درباره" الم" نقل مىكنند كه الف: اللَّه؛ لام: جبرئيل؛ ميم: محمد.
اين نقل اگر صحيح باشد، مبهم است؛ چرا كه اين گونه تصرف در كلام عرب به صورت مطلق (بدون قرينه) وجود ندارد. نمونههايى از اين دست، تنها در صورت وجود دليلى لفظى يا حالى به كار رفته است؛ چنان كه راجز گويد:
|
قلت لها: قفى قالت: قاف |
لاتحسبى أنّا نسينا الإيجاف[١] |
|
(به او گفتم: بايست؛ گفت: ايستادم. مپندار كه ما تاختن را از ياد بردهايم.)
ديگرى گفته است:
|
نادوهم ألا ألجموا ألا تا |
قالوا جميعًا كلّهم: ألا فا[٢] |
|
(آنان را صدا زدند كه هان، لگام بر [دهان ستوران] زنيد و سوار شويد. آنان
[١] . منظورش از« قاف»،« وقفتُ» است.
[٢] . مرادش« ألا تركبون» و« ألا فاركبوا» است.