تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٢ - جايگاه حديث در تفسير
كه علم- هرچند با تعبدى شرعى- به دست آمده است؛ چنان كه اشاره كريم.]»[١]
اين سخن استاد ما- طاب ثراه- در نهايت دقت و استوارى است، ليك در اينجا، نكتهاى شايسته توجه است كه اين نكته، به سخن ايشان درباره تعبد در حجيت امارات باز مىگردد؛ آنسان كه در سخن ديگر مشايخ بزرگى كه حجيت خبر واحد را از باب تعبد شرعى به آن دانستهاند، آمده است.
پرسش اين است كه آيا در اين حجيت بخشيدن به خبر ثقه و عادل، تعبدى وجود دارد يا همراهى با عرف عام (عرف عقلاء) مىباشد.
به نظر مىرسد كه حجيت خبر واحد (داراى همه شرايط اعتبار) مستند به دليلى تعبدى نيست (به اين صورت كه شارع ما را به آن متعبد كرده باشد)، بلكه سيره عقلايى است كه عرف عام عقلا بر طبق آن رفتار كرده و شارع حكيم نيز با آن همراهىِ آگاهانه كرده است؛ بنابراين هيچ گونه تعبد وجود ندارد كه نيازمندِ ترتب اثرى عملى باشد يا شارع آن را تكليف قرار داده باشد. حجيت خبر واحد، تنها همراهى با شيوههاى عرفى عقلا در تنظيم زندگى عمومى است كه خبر دادن شخص ثقه ضابط يكى از اسباب به دست آمدن علم نزد آنان مىباشد. شارع نيز آن را امضا كرده و آنان را در اين شيوه حكيمانه، همراهى كرده است. آيات و رواياتى كه درباره اعتبار خبر ثقه امين وارد شده نيز صرفاً، شواهدى بر اين امضا و همراهى است. در حقيقت، اين گونه آموزهها ارشادى به آن اعتبار عام مىباشد و نه تكليف تعبدى محض.
[١] . مصباح الاصول، ج ٢، ص ٢٣٨ و ٢٣٩.