تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥١٠ - نگارش بسمله
سر تعظيم خدا، زيبا بنويسد، خداوند او را ببخشايد.»[١]
[١/ ٣٨٨] ابن ابى داوود سجستانى از وكيع از على بن مبارك از ابى حُكَيمه عبدى روايت كرده است كه او گفت: «من مصحفها را در كوفه مىنوشتم. على عليه السلام از كنار ما مىگذشت، پس مىايستاد و نگاه مىكرد و از خط ما خوشش مىآمد و مىگفت:
اين چنين، نورانى كنيد آنچه را خداوند نورانى ساخته است.»
[١/ ٣٨٩] همچنين از وى نقل شده است كه على عليه السلام فرمود: «قلمت را جلا بده.»[٢] پس من آن را تراشيدم، آن گاه نگارش را آغاز كردم و حضرت ايستاده بود، پس فرمود: «آن را نورانى كن؛ آن سان كه خداوند آن را نورانى ساخت.»[٣]
[١/ ٣٩٠] اين است مفهوم سخن حضرت كه «خط، نشانه است، پس هر چه آشكارتر باشد، زيباتر است.»[٤]
[١/ ٣٩١] ابو عبيد قاسم بن سلام با سند خود به عبد اللَّه بن سليمان عبدى از ابى حكيمه عبدى چنين روايت كرده است: «من مصحفها را مىنوشتم. روزى در حال نگارش مصحف، على عليه السلام از كنار من گذشت، پس ايستاد و به نوشته من نگريست، آن گاه فرمود:" قلم خود را اصلاح كن."[٥] من تكهاى از قلم خود را جهت اصلاح شكستم، سپس شروع به نوشتن كردم. حضرت فرمود:" آرى، اين چنين آن را نورانى كن؛ چنان كه خدا آن را نورانى ساخت."»[٦]
[١/ ٣٩٢] از عوانة بن حكم نقل شده است كه على عليه السلام به كاتب خود فرمود: «قسمت تراشيده شده قلم خود را بلند و درشت قرار ده و نوك قلم را به طرف
[١] . الدرّ، ج ١، ص ٢٧؛ ذكر اخبار اصفهان، ج ٢، ص ٣١٣.
[٢] . حضرت مىفرمايد:« اجْلُ قلمك» كه از ريشه جلاء به معناى وضوح و ظهور مىباشد. گفته مىشود:« جلاالأمرَ جلاءً»؛ يعنى آن را واضح و آشكار ساخت و« جلا السيف»؛ يعنى شمشير را صيقل داد.
[٣] . مصاحف، ص ١٣٠ و ١٣١.
[٤] . كنز العمّال، ج ١٠، ص ٣١٢.
[٥] . حضرت مىفرمايد:« أجلِل قلمك». إجلال به معناى برطرف ساختن عيب و كنايه از نگارش صحيح وبدون عيب و نقص است.
[٦] . فضائل القرآن، ص ٢٤٣ و ٢٤٤.