تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٤٧ - تفسير«اهدنا الصراط المستقيم»
الْمُسْتَقِيمَ» گفت: «اين همان دين خداست كه از بندگان، جز آن را نمىپذيرد.»[١]
[١/ ٥٣٠] همچنين وى از ابن عباس درباره «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ» نقل كرده است: «راه هدايتگر را به ما الهام كن و آن، دين خداوند است كه كژى در آن نيست.»[٢]
[١/ ٥٣١] ابن ابى حاتم از ابن عباس درباره «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ» روايت كرده است: «دين حق خود را به ما الهام كن.»[٣]
[١/ ٥٣٢] طبرانى در المعجم الكبير، از ابن مسعود نقل كرده كه صراط مستقيم، همان است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را بر آن وداع گفتيم.[٤]
[١/ ٥٣٣] ابن مردويه و بيهقى در الشعب، از ابن مسعود چنين روايت كردهاند:
«صراط مستقيم آن [راهى] است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را بر يك سوى آن ترك كرديم و سوى ديگر آن در بهشت است.»[٥]
[١/ ٥٣٤] سعيد بن جبير گويد: « «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ»؛ راه بهشت.»[٦]
[١/ ٥٣٥] ابن جرير از ابن مسعود و گروهى از صحابه نقل كرده: «صراط مستقيم، اسلام است.»[٧]
[١/ ٥٣٦] ابن كثير گويد: «اسماعيل بن عبد الرحمان سدّى كبير از ابو مالك و ابو صالح و آنها از ابن عباس و مرّه همدانى از ابن مسعود و گروهى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روايت كردهاند كه صراط مستقيم همان اسلام است.[٨]
[١/ ٥٣٧] ابن جرير از ابن عباس نقل كرده: «صراط مستقيم، اسلام است.»[٩]
[١/ ٥٣٨] وكيع، عبد بن حميد، ابن جرير، ابن منذر، محاملى در املاهاى خود
[١] . طبرى، ج ١، ص ١٢١؛ قرطبى، ج ١، ص ١٤٧؛ ابن كثير، ج ١، ص ٢٩؛ المحرر الوجيز، ج ١، ص ٧٤.
[٢] . الدرّ، ج ١، ص ٣٨؛ طبرى، ج ١، ص ١١١.
[٣] . ابن ابى حاتم، ج ١، ص ٣٠؛ الدرّ، ج ١، ص ٣٨.
[٤] . الدرّ، ج ١، ص ٣٩؛ الكبير، ج ١٠، ص ١٩٩؛ ابن كثير، ج ١، ص ٣٠.
[٥] . الدرّ، ج ١، ص ٣٩؛ الشعب، ج ٢، ص ٢٢٦.
[٦] . بغوى، ج ١، ص ٧٦؛ ابو الفتوح، ج ١، ص ٨٥.
[٧] . طبرى، ج ١، ص ١١٢؛ الدرّ، ج ١، ص ٣٨.
[٨] . ابن كثير، ج ١، ص ٢٩.
[٩] . الدرّ، ج ١، ص ٣٨؛ طبرى، ج ١، ص ١١١.