تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦٢ - جايگاه حروف مقطعه در شمارش آيات
اين نكات لفظىِ حروف مقطعه است و چه بسا اسرار معنوى بزرگى در اين حروف نهفته باشد كه علماى الهى از آن آگاهاند.[١]
جلال الدين سيوطى گويد: هر سوره كه با يكى از اين حروف آغاز شده، بيشتر كلمات و حروف آن از همان حرف تشكيل شده است؛ بنابراين هر سوره شايسته حرفى است كه در آغاز دارد، از اين رو اگر «ق» به جاى «ن» گذاشته شود، تناسبى ندارد ... سوره «ق» به اين جهت با حرف قاف آغاز شده است كه واژگان داراى حرف قاف، در آن تكرار شده است. همچنين حرف راء در سوره يونس تكرار شده و بيش از دويست كلمه اين سوره مشتمل بر حرف راء است، بدين جهت با راء آغاز گرديد. در سوره اعراف نيز به همين دليل، حرف «ص» به «الم» افزوده شد.[٢]
جايگاه حروف مقطعه در شمارش آيات
حروف مقطعه، تنها در برخى از سورهها آيه به شمار رفته است؛ چرا كه اين مسأله، همچون شناخت [محدوده] خود سورهها و تعداد آيات آن، علمى توقيفى است و قياس در آن راهى ندارد. زمخشرى گويد: « «الم» در آغاز هر سوره كه آمده است- كه شش سوره هستند[٣]- يك آيه مىباشد. همچنين «المص»[٤] يك آيه است، ولى «المر»[٥] آيه به شمار نرفته است. نيز «الر» در سورههاى پنج گانه آن[٦]، آيه نيست. «طسم» در دو سورهاش[٧] آيه است و «طه» و «يس» دو آيهاند.
«طس»[٨] آيه نيست و «حم» در همه سورهها[٩] آيه است. «حم. عسق»[١٠] دو آيه و «كهيعص»[١١] يك آيه مىباشد. «ص»، «ق» و «ن» هيچ كدام، يك آيه نيستند.
[١] . البرهان، ج ١، ص ١٦٧- ١٧٠.
[٢] . معترك الاقران، ج ١، ص ٧١.
[٣] . بقره، آل عمران، عنكبوت، روم، لقمان و سجده.
[٤] . اعراف.
[٥] . رعد.
[٦] . يونس، هود، يوسف، ابراهيم و حجر.
[٧] . شعراء و قصص.
[٨] . نمل.
[٩] . غافر، فصّلت، زخرف، دخان، جاثيه و احقاف.
[١٠] . شورى.
[١١] . مريم.