تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٠ - مهمترين علل جعل حديث
پس از خود مىرساندند و بدين سان، روايات جعلى در دست مردم قرار مىگرفت و دست به دست مىچرخيد.
ابن لهيعه[١] گويد: «نزد شيخى رفتم و او را گريان ديدم. از علت گريهاش پرسيدم، گفت: چهارصد حديث جعل كردم و در زندگى مردم وارد ساختم؛ اكنون نمىدانم چه كنم!» يحيى بن عبداللَّه بن بكير[٢] گويد: از ليث بن سعد[٣] شنيدم كه مىگفت: «پيرمردى از اسكندريه نزد ما آمد و از نافع- كه در آن زمان زنده بود- روايت مىكرد. نزد او نشستيم و دو دفتر به نقل از نافع نوشتيم. چون پيرمرد رفت، دو دفتر را نزد نافع فرستاديم، ولى او حتى يك حديث آن را نيز تأييد نكرد.» اصحاب وى گويند: «شايسته است كه اين شخص را از شياطينى بدانيم كه با صاعقه رانده شدند.»
قرطبى گروهى از ملحدان، همچون مغيرة بن سعيد كوفى، محمد بن سعيد شامى- كه به سبب الحاد، اعدام گرديد- و ديگران را ياد مىكند كه رواياتى را جعل و نقل كردند تا در دلهاى مردم ترديد افكنند؛ از جمله محمد بن سعيد از انس بن مالك از پيامبر عليه السلام روايت كرده است كه حضرت فرمود: «من خاتم پيامبران هستم و پس از من، پيامبرى نيست» و بر آن افزوده است: «مگر به خواست خدا.» محمد بن سعيد اين استثنا را به سبب ايجاد الحاد و بى دينى به سخن پيامبر افزود.[٤]
[١] . عبداللَّه بن لهيعه، ابو عبد الرحمان مصرى، فقيه و قاضى. ابو داوود از احمد نقل كرده است كه ابن لهيعه درمصر، از نظر فزونى حديث و ضبط و استوارى، همتايى ندارد.( تهذيب التهذيب، ج ٥، ص ٣٧٥).
[٢] . وى ابو زكريا مصرى حافظ است كه گاه به جدّ خود نسبت داده مىشود. ابن حبّان او را- كه متولد ١٥٤ ومتوفاى ٢٣١ قمرى است- در بين ثقات ياد كرده است. ابن عدى گويد:« او هم دوره ليث بن سعد و مورد اعتمادترين راوى از ليث بود و احاديثى در دست داشت كه نزد هيچ كس نبود.»( تهذيب التذيب، ج ١١، ص ٢٣٨).
[٣] . وى ليث بن سعد بن عبد الرحمان فهمى، ابو حارث، پيشواى نامى مصرى است كه در اصل، اصفهانى بود. ابن سعد گويد:« او در زمان خود، به فقاهت و فتوا مىپرداخت و فردى ثقه، داراى احاديث صحيح بسيار، زيرك و سخاوتمند بود.» احمد گويد:« در مصر، احاديث كسى صحيحتر از ليث نيست.»( تهذيب التهذيب، ج ٨، ص ٤٦١).
[٤] . قرطبى، ج ١، ص ٧٨.