تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠٥ - روايات آهسته خواندن بسمله يا ترك آن
كذّاب يمامه، كمى پيش از سال دهم هجرى آشكار گرديد.[١] بارى، دروغگو حافظه ندارد.
اما اين كه مشركان پرسيدند: «وَ مَا الرَّحْمنُ ...»[٢] (رحمان چيست)، همانند سخن فرعون است كه گفت: «وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ»[٣] (پروردگار جهانيان چيست؟) اين پرسش براى تمسخر جايگاه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود كه به عبادت اللَّه، خداى واحد و بىشريك، دعوت مىكرد. از اين روست كه آنان به جاى «مَن» (چه كسى) از «ما» (چه چيزى) استفاده كردند و گفتند: «أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا»[٤]؛ «آيا براى چيزى كه به ما فرمان مىدهى، سجده كنيم؟» در اين عبارت اشارهاى به كذّاب يمامه وجود ندارد.
ابو جعفر طبرى گويد: «برخى از كم خِردان پنداشتهاند كه عرب رحمان را نمىشناخت و اين واژه، از زبان عرب نبوده است، از اين رو مشركان در انكار اين نام، به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گفتند: «وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا»[٥]. گويا آنان (طرفدارانِ غير عربى بودنِ رحمان) محال مىدانند كه مشركان آنچه را به صحت آن عالم بودند، انكار كنند؛ يا گويا اين آيه كتاب خدا را تلاوت نكردهاند: «الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ»[٦]. با وجود اين، آنان حضرت را تكذيب كرده، نبوت او را انكار كردند؛ بنابراين آنان حقيقتى را ردّ مىكردند كه صحت آن نزدشان ثابت شده بود و به خوبى مىشناختند. براى برخى از افراد دوران جاهليت، چنين سروده شده بود:
[١] . بنگريد به: سيره ابن هشام، ج ٤، ص ٢٤٦ و ٢٤٧.
[٢] . فرقان( ٢٥) ٦٠.
[٣] . شعراء( ٢٦) ٢٣.
[٤] . فرقان( ٢٥) ٦٠.
[٥] . فرقان( ٢٥) ٦٠:« رحمان چيست؟ آيا براى چيزى كه به ما فرمان مىدهى، سجده كنيم؟»
[٦] . بقره( ٢) ١٤٦:« كسانى كه كتاب به آنان داديم، او( محمد) را همچون فرزندانشان، مىشناسند.»