تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٩ - تفسير و تأويل(ظهر و بطن)
اصطلاح دوم تأويل عبارت است از تبيين مفهوم كلى پنهان در پس پرده لفظى كه بر اساس مورد نزول، خاص مىنمايد. بيشتر آيات نازل شده بر طبق مناسبتها، در ظاهر، مخصوص همان مناسبتها مىنمايد و فراتر از آن نمىرود. اين نگاه موجب مىشود رسالت قرآن در گذر روزگار، ناكارآمد جلوه كند، ولى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بر ضرورت رها ساختن آيه از ويژگىهاى پيرامونى آن تأكيد كرده است؛ تا آيه، داراى مفهومى كلى و دربردارنده همه افراد و زمانها گردد.
[م/ ٢٨] پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «در قرآن آيهاى نيست مگر آنكه ظاهر و باطنى دارد.»
[م/ ٢٩] از امام ابوجعفر باقر عليه السلام درباره تفسير اين حديث پرسيده شد. حضرت فرمود: «ظاهر آن، همان تنزيلش است و باطن آن، تأويلش مىباشد؛ بخشى از آن سپرى شده و بخشى هنوز نيامده و چونان خورشيد و ماه، در جريان است.»[١]
نيز افزود:
[م/ ٣٠] «اگر آيهاى در شأن گروهى نازل شود و با مُردن آنها، آيه نيز از بين برود، از آن قرآن چيزى نمىماند، اما تا آسمان و زمين برجاست، قرآن، آغازش بر پايانش جارى است و براى هر گروه، آيهاى است كه آن را تلاوت مىكنند و از [مصاديق] آيات رحمت يا عذاب خواهند بود.»[٢]
بنابراين قرآن ظاهرى بر اساس تنزيل دارد و باطنى بر اساس تأويل. تأويل آيه، باطن ناميده شده است؛ زيرا اين مفهوم كلى از محتواى آيه برگرفته مىشود؛ به اين صورت كه ابعاد مرتبط با مناسبتها در آيه كه مطابق با ظاهر تنزيل، آن را ويژه همان مناسبتها مىسازد، كنار زده مىشود تا چهره فراگير آيه پس از الغاى خصوصيات پوشاننده، نمايان گردد. اين معناى فراگير از ديد كسى كه نگاهش را به ويژگىهاى پيرامونى آيه بر اساس مورد نزول آن، محدود ساخته است، پنهان مىماند، ولى انسان ژرفنگر و مدبّر، گستره مفهوم آيه را به گستره آفاق مىيابد؛ نگاهى كه همه
[١] . بصائر، ص ٢١٦.
[٢] . عياشى، ج ١، ص ٢١.