تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٨ - تفسير و تأويل(ظهر و بطن)
توجهى فزونتر را مىطلبد؛ تلاش و توجهى كه مفسر با توانمندى خود، آن را به كار مىبندد.
در جاى ديگر[١] گفتهايم كه پوشيدگى معنا، اسباب و عللى دارد. برخى از آنها به بلنداى معنا و كوتاهى لفظ بازمىگردد و برخى به اجمال لفظ كه نيازمند بيان و تفصيل است و مانند اين اسباب كه به فصاحت و بلاغت سخن، خللى وارد نمىسازد؛ آنسان كه شرح دادهايم.
با اين بيان، تفاوت تفسير با ترجمه آشكار مىگردد؛ چرا كه ترجمه آنجاست كه نسبت به معناى لغوى الفاظ، ناآگاهى باشد و دستيابى به آن براى فرد آشنا با لغت، تلاش و زحمت چندانى ندارد.
واژه تأويل برگرفته از «أول» به معناى «بازگشت» است و تأويل، بازگرداندن مىباشد؛ خواه بازگرداندن به وجه قابل قبول، مانند تأويل در باب متشابهات؛ يا بازگرداندن به مفهوم كلى آيه، آن گاه كه اكتفا بر ظاهر- كه بر اساس تنزيل، خاص مىنمايد- صحيح نباشد.
تأويل نزد اهل تفسير، دو اصطلاح دارد: يكى، اختصاص به باب متشابهات دارد؛ به معناى بازگرداندن سخنان[٢] و رفتارهاى[٣] تشابه به وجه معقول و پذيرفتنى؛ بنابراين تأويل بدين معنا، نوعى تفسير است كه همراه با رفع ابهام از آيه، اشكال آن را نيز برطرف مىسازد و هم زمان به رفع [ابهام] و دفع [اشكال] مىپردازد.
بر اين اساس، تأويل در باب متشابهات به معناى بازگرداندن آن به صورتى است كه عقل و شرع آن را بپذيرد.
[١] . التمهيد فى علوم القرآن، ج ٩، ص ١٧- ٢١ و ج ٣، ص ١٢.
[٢] . چنان كه در اين آيه آمده است:« فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»؛« اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است، براى فتنه جويى و جُستن تأويل آن[ به دلخواه خود]، از متشابهِ آن پيروى مىكنند؛ با آن كه تأويلش را جز خدا و ريشهداران در دانش، كسى نمىداند.»( آل عمران( ٣) ٧).
[٣] . چنان كه در داستان موسى و همراهش آمده است:« سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً»؛« به زودى تو را از تأويل آنچه نتوانستى بر آن صبر كنى، آگاه خواهم ساخت.»( كهف( ١٨) ٧٨)