تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٦ - دانشمندان نامى پس از تابعان
١٨. ابو جارود، زياد بن منذر هَمْدانى كوفى خارفى: وى نابينا و ملقب به سرحوب بود. او دانش را از تابعان سرشناس، همچون عطيه عوفى، ابن نباته و حسن برگرفت و ملازم امام باقر عليه السلام بود. وى تفسيرى دارد كه به نام خود او معروف است، ليك در آن سخنانى نامعقول وجود دارد كه به مذهب زيدى جارودى او باز مىگردد. بخارى ابو جارود را از كسانى ياد كرده است كه بين سال ١٥٠ تا ١٦٠ از دنيا رفتهاند.[١]
١٩. شعبة بن حجاج، ابو بسطام بن ورد عَتَكى واسطى، سپس بصرى: او شخصيتى برجسته، فقيهى بيدار و دانشمندى ورزيده در حديث و تفسير بود. وى دانش را از پيشوايانى بزرگ، همچون ابان بن تغلب، جعفى، ابن ابى ليلى، ابن سائب، عطاء خراسانى و قتاده برگرفت. اساتيد او به سيصد نفر مىرسند كه ابن حجر به تفصيل، آنان را ياد كرده است. حاكم گويد: «شعبه امام پيشوايانِ حديثشناس در بصره بود.» وى از بين صحابه، انس و عمرو بن سلمه را درك كرد و از چهار صد نفر از تابعان روايت شنيد. شيخ، ابن حجر و ابو نعيم او را از دانشآموختگان امام صادق عليه السلام برشمردهاند. شعبه در سال ١٦٠ درگذشت.[٢]
٢٠. ورقاء بن عُمَر، ابو بشر بن كُلَيب يشكرى كوفى: وى ساكن مدائن بود، اما اصالتش از مرو يا خوارزم بود. ذهبى او را با عنوان امام، ثقه، حافظ و عابد توصيف كرده است. وى دانش را از زيد بن اسلم، ابن ابى نُجَيح، ابن سائب و مانند آنان برگرفت و پيشوايان بزرگى، همچون شعبه- كه از وى بزرگتر بود- وكيع، ابن مبارك و ديگران نزد او دانش آموختند. او حدود سال ١٦٠ از دنيا رفت.[٣]
٢١. سفيان ثورى، ابو عبداللَّه بن سعيد بن مسروق: وى در حديث، پيشوا بود و بر تدين، پرهيزگارى، زهد و وثاقت او اتفاق نظر وجود دارد. او يكى از مجتهدان
[١] . بنگريد به: معجم رجال الحديث، ج ٨، ص ٣٣٢.
[٢] . تهذيب التهذيب، ج ٤، ص ٢٩٧؛ سير اعلام النبلاء، ج ٧، ص ٢٠٢.
[٣] . بنگريد به: سير اعلام النبلاء، ج ٧، ص ٤١٩.